🦋گیسوی شب 🦋
🦋گیسوی شب 🦋
# پارت صد وسی نه
گیسو:
آریا آهانی گفت وسکوت کرد یه مرد چقدر می تونست سرد ومغرور باشه حتا نگاهمم نمی کرد کلافه نفسمو فوت کردم وگفتم : کی میرسیم
زیر لب گفت : یه ربع دیگه
- حتما یاشار پیشنهاد داده
چیزی نگفت تو فکر بود
- چرا اونا نیومدن؟
نگام کرد وگفت : کی ؟
- دوستات...
آریا: دوستای دوران دانشگاه هستن فقط با حامد صمیمی هستم فرزاد که اصلا ایران نموند سال اول دانشگاه ایران بود بعدم انتقالی گرفت ورفت هامبورگ
دو دل گفتم : اون دختره چی ؟
سکوت کرد فک کنم این دختره قبلا به آریا نزدیک بود سکوتش باعث شد دیگه حرفی نزنم ولی آروم گفت : قبلا می خواستمش
قلبم به درد اومد ونتونستم خوب نفس بکشم نگاش کردم نگاهی کوتاه بهم انداخت وگفت : ولی انتخواب اشتباهی بود
نمی تونستم حرف بزنم
نگام کرد وگفت : چراتعجب کردی
با من من گفتم : ...اوووممم راستش من ..من فکر می کردم تو اصلا دل نداری
لبخندی زد وگفت : مرسی مرسی
- برام سوال بود
آریا: جوابشو گرفتی
- اره
خندید متعجب نگاش کردم خندشم برام عجیب بود آریا رو چه به خندیدن
آریا : جالبه فکرشم نمی کردم یه دختر کوچلو منو انقد بخندونه
- دلقک خوبی پیدا کردی
آریا : شایدم بشه یه اسم دیگه روش گذاشت
- مثلا؟
لبخندی زد وگفت: یه دختر بانمک یا شیرینک نه اون کلمه ای که تو به کارش بردی واژه ای دلقک مناسب نبود
چرا داشت علامت سوال ها بزرگتر میشد این مرد آریا بود واقعا
- تاحالا خنده ات رو ندیده بودم
نگاهی کوتاه بهم انداخت وگفت : اهوم ...گیسو
منتظر نگاش کردم آروم گفت : یه چیزی ازت میخوام کمکم می کنی
از خدام بود آریا از من چیزی بخواد حتا شده جونمو
- آره حتما
وایساد وگفت : برام گفتنش سخته ولی ...این چند روز میخوام کنارم باشی
متعجب نگاش کردم آریا از من می خواست کنارش باشم ؟!!!! این حرف دقیقا معنی اش چی می شد ؟!!!!
- منظورتو نمی فهمم
آریا : منظورم اینه ...مثله امیر ونسترن
متحیر نگاش کردم وگفتم : دلیلشم حتما اون دختره اس
نگام کرد وگفت : دقیقا میخوام بره وپشت سرشم نکاه نکنه
- باشه مشکلی ندارم
آریا : رسیدیم پیاده شو ...ولی گیسو
برگشتم نگاش کردم گفت : به زبون نمیاری می دونی که درست نیست فقط برای اون نقش بازی می کنی
- می دونم می شناسمت ...
# پارت صد وسی نه
گیسو:
آریا آهانی گفت وسکوت کرد یه مرد چقدر می تونست سرد ومغرور باشه حتا نگاهمم نمی کرد کلافه نفسمو فوت کردم وگفتم : کی میرسیم
زیر لب گفت : یه ربع دیگه
- حتما یاشار پیشنهاد داده
چیزی نگفت تو فکر بود
- چرا اونا نیومدن؟
نگام کرد وگفت : کی ؟
- دوستات...
آریا: دوستای دوران دانشگاه هستن فقط با حامد صمیمی هستم فرزاد که اصلا ایران نموند سال اول دانشگاه ایران بود بعدم انتقالی گرفت ورفت هامبورگ
دو دل گفتم : اون دختره چی ؟
سکوت کرد فک کنم این دختره قبلا به آریا نزدیک بود سکوتش باعث شد دیگه حرفی نزنم ولی آروم گفت : قبلا می خواستمش
قلبم به درد اومد ونتونستم خوب نفس بکشم نگاش کردم نگاهی کوتاه بهم انداخت وگفت : ولی انتخواب اشتباهی بود
نمی تونستم حرف بزنم
نگام کرد وگفت : چراتعجب کردی
با من من گفتم : ...اوووممم راستش من ..من فکر می کردم تو اصلا دل نداری
لبخندی زد وگفت : مرسی مرسی
- برام سوال بود
آریا: جوابشو گرفتی
- اره
خندید متعجب نگاش کردم خندشم برام عجیب بود آریا رو چه به خندیدن
آریا : جالبه فکرشم نمی کردم یه دختر کوچلو منو انقد بخندونه
- دلقک خوبی پیدا کردی
آریا : شایدم بشه یه اسم دیگه روش گذاشت
- مثلا؟
لبخندی زد وگفت: یه دختر بانمک یا شیرینک نه اون کلمه ای که تو به کارش بردی واژه ای دلقک مناسب نبود
چرا داشت علامت سوال ها بزرگتر میشد این مرد آریا بود واقعا
- تاحالا خنده ات رو ندیده بودم
نگاهی کوتاه بهم انداخت وگفت : اهوم ...گیسو
منتظر نگاش کردم آروم گفت : یه چیزی ازت میخوام کمکم می کنی
از خدام بود آریا از من چیزی بخواد حتا شده جونمو
- آره حتما
وایساد وگفت : برام گفتنش سخته ولی ...این چند روز میخوام کنارم باشی
متعجب نگاش کردم آریا از من می خواست کنارش باشم ؟!!!! این حرف دقیقا معنی اش چی می شد ؟!!!!
- منظورتو نمی فهمم
آریا : منظورم اینه ...مثله امیر ونسترن
متحیر نگاش کردم وگفتم : دلیلشم حتما اون دختره اس
نگام کرد وگفت : دقیقا میخوام بره وپشت سرشم نکاه نکنه
- باشه مشکلی ندارم
آریا : رسیدیم پیاده شو ...ولی گیسو
برگشتم نگاش کردم گفت : به زبون نمیاری می دونی که درست نیست فقط برای اون نقش بازی می کنی
- می دونم می شناسمت ...
- ۲۱.۵k
- ۰۸ بهمن ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط