{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🖤

🖤
مادربزرگ یک ضبطِ قدیمی داشت که همیشه باهاش آهنگ گوش میکرد.
خودم چند بار دیده بودم که موقع گوش کردن آهنگ ها بی اختیار اشک میریخت.
دیروز که بهش گفتم چرا گریه میکنی؟ نمیدونست برای چی؟
اون نمیدونست چرا گریش گرفته بود.
ولی من میدونستم که اون نوار اولین کادویی بود که بابابزرگ بهش داده بود و با هربار گوش کردن اون آهنگ ها ، گریش میگیره...
یه آدمایی هستند تو زندگی که خودشون فراموش میشن، ولی صداشون، عطرشون، حرف هاشون و هرچیزی که متعلق به اون بوده فراموش نمیشن.
مثل یه زخمی که روی بدنت جاش مونده باشه، ولی ندونی چرا و از کجا این زخم رو بدنته...
.
فراموش نشید الهی...🍂



🍃🌸
دیدگاه ها (۸)

قدیما نمیدونم دل ما خوش بود یا قدیما بیشتر خوش میگذشت!نمیدون...

یا ابا صالح التماس دعا هر کجا هستی یاد ماهم باش نجف هستی سام...

#حال_خوب آرزو می کنم هیجان زده شوی ؛مثلا بعد از سالها ، #عشق...

#عاشق ڪه باشی#پاییز ڪه باشـد باران ڪه ببارد انار ڪه هیچ سنگ ...

شاید...مادربزرگ با مهربانی رو به نوه اشکه چشمانی به رنگ جنگل...

"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟚𝐏𝐚𝐫𝐭:۲دیار دست پدرشو احساس کرد که دستش ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط