{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطره تلخ يک پسر:بادوست دخترم رفته بودم کوه، يهو لبه پرتگ

خاطره تلخ يک پسر:بادوست دخترم رفته بودم کوه، يهو لبه پرتگاه پاش ليز خورد، داشت مي افتاد با دستم، دستشو گرفتم، يهو ياد اون جمله افتادم که : عشقتو ول کن اگه برگشت مال توئه ، وگرنه مال يکي ديگه بوده... هيچي ديگه ولش کردم، برنگشت، کثافت مال يکي ديگه بود...
دیدگاه ها (۸)

يا امام هادي

هر صبح پلکهایت فصل جدیدی از زندگی را ورق می زند !سطر اول همی...

+18 . . . . . . . . . . . . . . . . . . ....

آثار دعا براي تعجيل در فرج امام عصر(عجل الله فرجه)

چند پارتی

شاهزاده دوست داشتنی من

بهار بدون تو

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟑 ویو م.کلب‌هاش رو بهم فشار داد، نفس عمیقی...

یونگی ویومامان ا/ت که رفت بیرون با صورت خیلی کیوت می خندید و...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 52 "" ویو پارک جیمین ...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

?𝓪𝓻𝓽۴۳ات ویو دیدم سومین داره میره سمت کوک زود تر ازش دویدم س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط