شب در آغوشِ تو آیم که تنت را بِچِشَم
شب در آغوشِ تو آیم که تنت را بِچِشَم
لب به لب های تو سایم، دهنت را بچشم
پنجهام پس زند آن پیرهن گلبویت
داغی سینه ی بی پیرهنت را بچشم
پر زنم با مژه ها در شکن مژگانت
نگه پر هوس کم سخنت را بچشم
بکشم در نفسم، سوز نفس های تو را
سینه در سینه، دل افروختنت را بچشم
تا سحر، باده گساری کنم اندر بستر
تا که سرمستیِ نوش بدنت را بچشم
آن همه یاس و اقاقی و گل و نسترنت
بفشارم به کف و یاسمنت را بچشم!❤️
لب به لب های تو سایم، دهنت را بچشم
پنجهام پس زند آن پیرهن گلبویت
داغی سینه ی بی پیرهنت را بچشم
پر زنم با مژه ها در شکن مژگانت
نگه پر هوس کم سخنت را بچشم
بکشم در نفسم، سوز نفس های تو را
سینه در سینه، دل افروختنت را بچشم
تا سحر، باده گساری کنم اندر بستر
تا که سرمستیِ نوش بدنت را بچشم
آن همه یاس و اقاقی و گل و نسترنت
بفشارم به کف و یاسمنت را بچشم!❤️
- ۱.۰k
- ۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط