{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب در آغوشِ تو آیم که تنت را بِچِشَم

شب در آغوشِ تو آیم که تنت را بِچِشَم

لب به لب های تو سایم، دهنت را بچشم

پنجه‌ام پس زند آن پیرهن گلبویت

داغی سینه ی بی پیرهنت را بچشم

پر زنم با مژه ها در شکن مژگانت

نگه پر هوس کم سخنت را بچشم

بکشم در نفسم، سوز نفس های تو را

سینه در سینه، دل افروختنت را بچشم

تا سحر، باده گساری کنم اندر بستر

تا که سرمستیِ نوش بدنت را بچشم

آن همه یاس و اقاقی و گل و نسترنت

بفشارم به کف و یاسمنت را بچشم!❤️


دیدگاه ها (۲)

خواب میدیدم که درباران پرستیدم توراچشم من روشن،درآن رویا،تور...

برمزارم گریه کن اشکت مرا جان میدهد...ناله هایت بوی عشق و بوی...

بازی بوسه ی تو با لب من حرف نداشتنور باران رخت در شب من حرف ...

دل پیش کسی باشد و وصلش نتوانیلعنت به من و زندگی و عشق و جوان...

کاش میشدکه در آن لحظه عریان شدنتبتوانم لب خود را بزنم بر دهن...

ای فدای تو و این شیوه عاشق شدنت مرهم زخم دل من ز بلور بدنت ت...

سال ها رفت و گل از پیرهنت می ریزدباغی از شعـر و غـزل از بدنت...

حسن جان !جنت، بهارِ پیرهنت أیها الکریماز نور جامه‌ای به تنت ...

حالا که زخم های تو مرهم گرفته استبانو تمامِ خانۀ من غم گرفته...

حالا که زخم های تو مرهم گرفته استبانو تمامِ خانۀ من غم گرفته...

✅ باغ دلتون آباد و بهاری 🤲لطفا بخونید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط