{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشت تنهایی این پنجره ها

پشت تنهایی این پنجره ها

چه به صف آمده غم های دلم

یک نفر نیست مگر پنجره را باز کند
...
قصه دیدنم آغاز کند؟

دلم از پرده به جان آمد و از شیشه شکست

چشم من خیره به راه ، ز دلم می پرسد

آخه باید ز کجا تا به کجا..؟

تا به کی تکیه به دیوار در این چلّه نشست؟

در دلم پنجره ای رنگ سکوت است

سکوت ...!
دیدگاه ها (۳)

🔴 🔵 غم ،قراردلِ پر مشغله ی عشاق است!👤 فاضل_نظری

از دوست به یادگار دَردی دارمکان درد، به صد هزار درمان، ندهم....

r

r

پارت: 9اسم: رویایی ترسناک نور بالای سر سواری، سوسو می‌زد و س...

یک عصر تابستان

پارت ۱۹میناتو سنسه و اوبیتو کمک کردند تا دست و پای رین و کاک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط