عشق منpart 11

عشق منpart 11

ویو لیا
دیدم بابام خسته شد
و رفت تو اشپزخونه تا اب بخره
و از این فرصت به خوبی استفاده کردم
و با تمام جونی که برام مونده بود دویدم دردمو فراموش کردمو فقط میدویدم نمیدونستم

دارم کجا میرم فقط داشتم میرفتم که رسیدم به یه پارک
داشتم به بچه هایی که با باباهاشون توی پارک بازی میکردن نگاه میکردم

که حس کردم سرم داره سبک میشه و پهام میلرزید رفتم سمت یه صندلی و اونجا نشستم

و چشمام کمکم داشت سیاهی میدید و بعد چند دقیقه هیچی نفهمیدم و
سیاهی.....


ویو هیسونگ

لیا رو گذاشتم خونشونو
رفتم سراغ بقیه رفیقام و گفتم بریم پارک و بعدش بریم بار و قبول کردن
و هفت نفری رفتیم پارک نزدیک مدرسه.
رفتیم تو پارک و یه جای خوب پیدا کردیمو نشستیمبعد از شاد نیم ساعت جیک عیت وحشیا داشت میزد تو بازوم

هیسونگ: هی جیک چه مرگته !!؟؟؟؟؟!!!😡😡

جیک: هیسونگ...،اون دختره که دراز کشیده و اون صندلی هست؟؟

هیسونگ: خب؟؟

جیک: شبیه یا نیس؟؟

هیسونگ: نه...وایسا ببینم ...اون اینجا چیکار میکنه؟؟

نیکی: اونکیه دیگع؟؟ هیسونگ میشناسیش؟

سونگهون: راس میگه اون کیه

هیسونگ: جیک اون اینجا چیکار میکنه ؟؟مگه من نرسوندمش خونشون؟؟🤨🤨🤨

جیک: اره ولی نمیدونم


جی: میشه یکی به من بگه چرا اون دختره برات انقد مهمه جون به لب شدم😫😫😫

جیک: واییی دوس دختر هیسونگه دیگع مگه نمیدونستین؟؟؟


همه باهم: چیییییی؟؟؟
هیسونگ که عین خیالش نبود از جمع بلند شدو رفت سراغ لیا و رفت بالا سرش و دید خودشه
لیا بیهوش شده بود اما چرا؟؟( بعدن میفهمین😝😝)


هیسونگ: لیا؟؟؟؟ لیا خودتی؟؟چ...چرا بدنت انقدر کبوده چرا زخمی ای؟؟


لیا:....
هیسونگ فکر کرد خوابه برا همین بلند تر گفت تا بیدارش کنه اما بیدار نشد

هیسونگ : لیا چه مرگته بیدار شو دختر...😟😟
یا داری منو میترسونی

سونو: اون چش شده؟؟

هیسونگ: نمیدونم...نمیدونم بیدار نمیشه
دستشو گذاشت رو پیشونیش و دید سرده التبه نه خیلی سرد


هیسونگ: چرا..چرا بدنش سرده؟؟؟لیاااا!!!!..یا بیدار شو زودباش😥😥😥





بچه ها ببخشید اگه این مارت مسخره شد و کم بود باز به بزگی خودتون ببخشین😫😫😫😫

خودمم هیچی به ذهنم نمیا
د چون هیچکس نظری نمیده منم هیچی تو ذهنم نمیاد ببخشید .
ولی برای پارت بعد یه فکری دارم.
فردا مرت ۱۲ رو میزارم ببخشید که دیر فعالیت کردم(((((((((((((SORRY)))))))))))


#enhypen
دیدگاه ها (۳)

part 9

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

تک پارتی از جیکغروب بود و پارک تقریباً خلوت شده بود. تو و جی...

#تپش.قلب.من Part 3هانا:رزی لطفا یه کاری بکن من بدون تو نمیتو...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖+همه خوردن رفتن هرکس ی جایی رفت منم پاشدم رفتم‌توی حیات...

" ویو کوک "بعد از ناهار همه رفتیم توی اتاقامون لیا اومد تو و...

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

𝐎𝐧𝐞 𝐌𝐨𝐧𝐭𝐡 𝐖𝐢𝐭𝐡 𝐓𝐚𝐞𝐡𝐲𝐮𝐧𝐠 | یک ماه با تهیونگ𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐صبح روز بعد...

پارت ۲بچه ها ببخشید تو پست قبلی یادم رفت بگم که فکر کنم خودت...

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط