{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای بی‌خبر بکوش که

ای بی‌خبر بکوش که
صاحب خبر شوی
تا راهرو نباشی
کی راهبر شوی؟؟؟

دست از مس ِوجود
چو مردان ره بشوی
تا کیمیای عشق
بیابی و زر شوی...
دیدگاه ها (۳)

خوشا دلی که مدام از پی نظر نرودبه هر درش که بخوانند بی‌خبر ن...

ز عشق آغاز کن تا نقش گردون را بگردانیکه تنها عشق سازد نقش گر...

سخت است یکرنگ ماندن در دنیایی که مردمش برای پررنگ شدن هزار ...

نفس بکش و رها کن هر آنچه را که دیگر به کار تو نمی آید

red snow of Moscow

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط