{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل غمگینم امشب پاکتی سیگار می خواهد

دل غمگینم امشب پاکتی سیگار می خواهد
ز درد عشق دیگر دل طناب دار می خواهد


دلم پر کینه و بغض است خواهد تا شود خالی
برای تخلیه مُشتَم کمی دیوار می خواهد


به هر کس دست دل دادم ، دل و دست مرا پس زد
بگفتا عشق ارزانی دلش دینار می خواهد


عیار عشق ما سنجید و گفتا بی بهایی تو
دکان عشق ما کوچک وَ او بازار می خواهد


کلام عشق را بنگر خریداری نمی گردد
دلم یک ضربت کاری به چشم یار می خواهد



رهایم کرد و رفت اکنون به نزد خویش اندیشم
چرا عشقم دهم یاری که من را خوار می خواهد



« ساسان مظهری »
دیدگاه ها (۱)

دل گمشدگان راه بر اين خانه گرفتنددادند نشان و دل ديوانه گرفت...

من از هجوم وحشی دیوار خسته‌اماز سرفه‌های چرکی سیگار خسته‌امد...

بی خبر می روم و بی خبری توهین نیستبه خدا روح من از دست تو دل...

نشانم داد چشمانت خدایى را که در دین استو دانستم که او هم بى ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط