قمار عشق شیرین است و من هرگز نمی بازم
قمار عشق شیرین است و من هرگز نمی بازم
تو از آس دلت مغرور و من دلخوش به سربازم
چه حکم است این که میدانی، که حکما دست من خالیست
دل و دستم که میلرزید، خودم را پاک می بازم
تو بازی میکنی از رو و من آنقدر گیجم که.............
نمیدانم کدامین برگ را باید بیندازم.............
اگر حاکم تویی ای عشق، من تسلیم تسلیمم........
همه از برد مغرورند و من بر باخت می نازم
قمار عشق با من، مثل جنگ شیر با آهوست..........
در این پیکار معلوم است، پایانم از آغازم........
تو از آس دلت مغرور و من دلخوش به سربازم
چه حکم است این که میدانی، که حکما دست من خالیست
دل و دستم که میلرزید، خودم را پاک می بازم
تو بازی میکنی از رو و من آنقدر گیجم که.............
نمیدانم کدامین برگ را باید بیندازم.............
اگر حاکم تویی ای عشق، من تسلیم تسلیمم........
همه از برد مغرورند و من بر باخت می نازم
قمار عشق با من، مثل جنگ شیر با آهوست..........
در این پیکار معلوم است، پایانم از آغازم........
- ۳.۸k
- ۱۸ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط