{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

[فن اکانت]

[فن اکانت]

" یه فن کای رو دیده، اون گفته که هوا گرم بوده و داشته عرق میکرده کلی یه دفعه یکی که دورش آدم بود رد شد. اون یه تیشرت آبی پوشیده بود و یه کلاه بژ تو دستش بود و یه ماسک CZ هم زده بود. فن گفته که ماسک اون فرد یکم پایین بوده برای همین فن تونسته کای رو تشخیص بده.

فن گفته که میتونسته از روی چشم هاش کای رو بشناسه و اون و دوستاش وقتی فهمیدن کایه شوکه شده بودن. اونا اونقدری به کای نزدیک بودن که میتونستن منافذ پوست کای رو هم ببینن. فن داد زده "خدایا، کایه"، کای هم برگشته و بهشون لبخند زده. بعدش کلاهش رو گذاشته و دوباره برش داشته. هر کسی نمیتونه اینجوری کای رو ببینه😍"
دیدگاه ها (۲)

پارت: 11 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخر تابستان مثل ی...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}شیسه به صندلی پشتش تکیه داد و سرشو چ...

(:♡ رز ابی من part .2.اول عکسارو بخونید بعد متنو بخش دوم ♡~~...

رفت و تکونش داد. بدون اون نمیتونست از این جنگل بی انتها بره ...

کسخلان گروگان

[ فن اکانت ]یه فن درمورد وقتی که کای داشته پوستر هارو پخش می...

[ فن اکانت ]" کای دیروز همراه (احتمالا) یکی از دنسراش و یکی ...

[فن اکانت]یکی از فن ها زمانی که نوبت سفارشش بود چن و کای رو ...

نظر فنا و غیرفنا در مورد اجرای کای در Waterbomb🐻🔫•"من به Wat...

#فن‌اکانتیه نفر گفته که چن در 11 می بهش کمک کرد تا از شر قلد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط