{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اولین_تجربه_عشق

اولین_تجربه_عشق
𝐓𝐡𝐞.𝐟𝐢𝐫𝐬𝐭.𝐞𝐱𝐩𝐞𝐫𝐢𝐞𝐧𝐜𝐞.𝐨𝐟.𝐥𝐨𝐯𝐞

𝐏𝐚𝐫𝐭2

رفتم ب ویلایه خودمو و برادرم
از اونجایی ک منو برادرم با پدرم مشکل داشتیم ی ویلایه جدا داریم و اونجا زندگی میکنیم
رفتم داخله ویلا
+یا جونگکوکااا
/ا.ت اومدی!؟
+اره، ولی بپرس پدر چی بهم گفت
/خوب میشنوم
+گفت سرطان داره و باید بره امریکا!!!
/جدی؟؟؟
+اره، فقط همین نیس
/دیگه چی؟
+گفت باید با کیم تهیونگ ازدواج کنم
/تهیونگ؟؟؟
+هوفف اره
/ادمه خیلی خطرناکیه
+اره
/ولی یوجین چی؟ اون تورو دوست داره
+اره راست میگی. ولی حسه من بهش فقط ی دوسته
/اره میدونم
/حالا ولش کن. قرارتون کیه؟
+فردا ساعته 9
/عوو! پس برو بخواب
+عوهوم شبت بخیر
/شبه توعم بخیر

ا.ت

بیدار شدم ساعته 8 بود خبه
رفتم صورتمو و شستم
بعدم اومدم تا لباسمو عوض کنم
یه لباسه مشکیه اسین حلقه یی کوتاه پوشیدم
موهامو شونه کردم و باز گذاشتمشون
یه عطره شیرین زنونه زدم
کیفم ورداشتم و گوشیم و رژه قرمزم رو گذاشتم توش
کارام تموم شد
رفتم پایین
یه شوکولات خوردم که ضعف نکنم
صدای زنگه در اومد
و......

‌‌


#بی_تی_اس
دیدگاه ها (۵)

اولین_تجربه_عشق𝐓𝐡𝐞.𝐟𝐢𝐫𝐬𝐭.𝐞𝐱𝐩𝐞𝐫𝐢𝐞𝐧𝐜𝐞.𝐨𝐟.𝐥𝐨𝐯𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭3کوک درو باز ...

مغزم درد گرفت انقدر فکر کردم 🙃💜

#اولین_تجربه_عشق#𝐓𝐡𝐞.𝐟𝐢𝐫𝐬𝐭.𝐞𝐱𝐩𝐞𝐫𝐢𝐞𝐧𝐜𝐞.𝐨𝐟.𝐥𝐨𝐯𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭1تویه عمارت...

اولین_تجربه_عشقژانر:مافیایی و غمگین و اصمات و خشن و عاشقانهش...

عشق مافیا

عشق مافیا

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط