{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#اولین_تجربه_عشق

#اولین_تجربه_عشق
#𝐓𝐡𝐞.𝐟𝐢𝐫𝐬𝐭.𝐞𝐱𝐩𝐞𝐫𝐢𝐞𝐧𝐜𝐞.𝐨𝐟.𝐥𝐨𝐯𝐞

𝐏𝐚𝐫𝐭1

تویه عمارته پدرم بودم.
گفته بود باید درمورد یچی باهات حرف بزنم
منتظرش بودم
صدای در اومد همونجور ک انتظار داشتم پدرم بود
منو پدرم رابطه ی خوبی نداریم برادرمم رابطه ی خوبی نداره باهاش
+چیکارم داشتی
*بشین
+نشستم
*برادرت خوبه
+اره
*با نامزدش اوکیه
+مثله همیشه اره
*کی ازدواج میکنن
+گفتن هرموقع تونستن
+هی پدر اگه میخای در مورده اونا حرف بزنی ب خوده جونگکوک میگفتی ک بیاد ن من
پاشدم برم ک پدرم گف
*حالا نوبته توعه!
تعجب کردم
نشستم و گفتم
+چی نوبته منه؟
*اینکه ازدواج کنی
+ولی چرا انقد یهویی؟
*دکترا گفتن ک من سرطان دارم
تعجب کردم ولی پدرمو دوس ندارم خوب ب هرحال شوکه شده
*برایه درمان باید برم امریکا
+پس باید بری امریکا
*درسته اینارو بیخیال، کیم تهیونگ رو میشناسی؟
+مگه میشه نشناسم؟ همه ی مافیاها میشناسنش
*باید با اون ازدواج کنی قراره شوهرت شه
+چی؟(پوزخند)
+کیممم تهیونگگ چرا اون
*هی اون بهترین مافیاس ازت محافظت میکنه
+هعع(پوزخند)
*فردا ساعته 9 قرارتونه
+باشه
از عمارت زدم بیرون
یعنی چی چرا تهیونگگ
بیخیال شاید اونقدرم بد نباشه
شاید،شایدم خوش بگذره




#بی_تی_اس
دیدگاه ها (۲)

اولین_تجربه_عشق𝐓𝐡𝐞.𝐟𝐢𝐫𝐬𝐭.𝐞𝐱𝐩𝐞𝐫𝐢𝐞𝐧𝐜𝐞.𝐨𝐟.𝐥𝐨𝐯𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭2رفتم ب ویلای...

اولین_تجربه_عشق𝐓𝐡𝐞.𝐟𝐢𝐫𝐬𝐭.𝐞𝐱𝐩𝐞𝐫𝐢𝐞𝐧𝐜𝐞.𝐨𝐟.𝐥𝐨𝐯𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭3کوک درو باز ...

اولین_تجربه_عشقژانر:مافیایی و غمگین و اصمات و خشن و عاشقانهش...

وقتی از عصبانیت سرشون داد میزنیو میگی میخوام جرت بدمنامجون=ی...

من عاشق نمیشم 🚫🍷

My bloody love پارت 1

Fate is predetermined.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط