{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part7:

Part7:
بعد از کلی کل کل به خونه ی کار آگاه رسیدن جونگ کوک و جیمین سمت خونه رفتن...پلاک۱۳..خودش بود..جیمین به آرومی زنگ رو فشار داد و طولی نکشید که صدای شخصی باعث بالا اومدن سرش شد:

_کیه؟
صدای شخص خیلی آشنا بود...خیلی زیاد...جیمین احساس کرد این صدارو قبلا شنیده...با صدای آرومی گفت
_پارک جیمین هستم از طرفه هوسوک اوم...

_بیا تو...
جیمین باخودش فکر کرد که چرا این شخص انقد بی ادبانه حرف میزنه....البته الان کارش بهش گیره ، پس با باز کردن در و گرفتن دست جونگ کوک وارد خونه شد....
حیاط خونه خیلی ساده بود و فقط یه درخت سبز رنگ از انگور اونجا بود...فضای داخلی حیاط متوسط بود و بعد از ده یا دوازده قدم به در خونه میرسیدی...جیمین همینطور که دست جونگ کوک رو گرفته بود به سمت در اصلی که به خونه راه داشت و باز بود رفت دستگیره رو گرفت و با کمکش در رو به جلو هل داد و...فضای داخلیه خونه...خیلی گرفته بود...مبل های سرمه ای...پرده های سرمه ای فقط دیوار ها سفید مات بودن که مشخص بود گچش ماته...چقد گرفته بود..یجورایی غمگین بود..با شنیدن صدای قدم های فردی جیمین و جونگ کوک هردو...به خودشون اومدن...جیمین نگاهی به سر تا پای فرد انداخت...چهره ای که خیلی آشنا بود و جیمین آر همون اول فهمید این شخص همون کسیه که دو روز پیش بهش برخورد کرد...یه لباش دکمه دار سفید پوشیده بود و یه شلوار مشکیه ساده لباسش داخل شلوارش می‌رفت و یه ساعت بدون مارک یا برند خاصی دستش بود..خیلی زیبا و مرتب بود...

#یونمین
دیدگاه ها (۰)

part6:جیمین گوشی رو داخل دستش گرفت و با گرفتن شماره ی هوسوک ...

part6:(دو روز بعد خونه ی خانواده ی پارک)حدودا دو روز از وقتی...

You are paying back karma پارت⁵¹³:⁰⁰امگا به آرومی رمز در رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط