#ری.اکت
#ری.اکت
موضوع:اگه بازیگر باشید و داری فیلم جدیدتون رو با اونا میبینید و بعد صحنه اهم اهم شما با پسره تو فیلم میاد و اونا عصبانی میشن
کاراکتر:سیدو کورونا کایزر نس رین سائه ایساگی جین آکیو تابیتو باچیرا ناگی چیگیری بانی
-------------------------------------------------------
شیدو:
بلند میخنده، چشماش برق میزنه و میگه: «اوووووه! این یه انفجار بیولوژیکیه! کارت عالی بود عشقم، ولی کاش من اونجا بودم تا صحنه رو بهتر برات “ارگانیک” کنم! اون پسره اصلاً نتونست اونطور که باید ازت انرژی بگیره!»
(بعدش بلند میشه و شما رو بلند می کنه می ذاره رو شونه اش و بلهههههه تا صبح عبادت میکردیدددددد)
کایزر:
نیشخند میزنه و با تحقیر میگه: «دکوراسیونِ این صحنه خیلی ارزونه. و اون بازیگرِ نقش مقابل؟ یه مهرهی سوختهست که حتی بلد نیست چطور دستش رو دورت حلقه کنه.»
(کایزر به شدت عصبانیه، ولی سعی میکنه با تحقیرِ اون پسره، حسادتش رو پنهان کنه.)
نس:
چشماش میلرزه، صورتش قرمز میشه و با صدای لرزون میگه: «این… این اصلاً درست نیست! اون صحنه کثیفه! تو نباید بهش اجازه میدادی انقدر بهت نزدیک شه… مایکل (کایزر) نباید این رو میدید!»
رین:
سکوت مطلق. فقط با عصبانیتِ تمام، دستش رو مشت میکنه و رگهای پیشونیش میزنه بیرون. زیر لب میگه: «خفه شین همهتون.» بعد نگاهش رو بهت میدوزه با اون چشمای وحشتناکش: «بعد از این فیلم، باید با هم حرف بزنیم. خصوصی.»
سائه:
بلند میشه، کتش رو صاف میکنه و بدون اینکه نگاهش کنه میگه: «وقتم رو تلف کردم. این سطح از بازیگریِ مبتذل در شأن تو نیست.»
ایکو:
میزنه زیر خنده ولی یه خندهی عصبی. «اوووف! بازیگر خوبیه، نه؟ ولی خب… دفعه بعد اگه خواستی همچین نقشی بازی کنی، اول به من بگو تا برم اون پسر رو چک کنم که بهت صدمه نزنه!»
(آکیو خیلی سعی میکنه آروم باشه ولی قشنگ معلومه دلش میخواد کلهی بازیگرِ نقش مقابل رو بکنه.)
تابیتو:
دستاش رو میذاره پشت سرش و پوزخند میزنه: تابیتو با یه پوزخندِ رو مخ میگه:
«تکنیکِ بازیگریت بد نبود، ولی پارتنرت داشت گند میزد. اگه میخواستی یه صحنه اثرگذار داشته باشی، باید به من میگفتی. این پسره فقط داشت تظاهر میکرد، ولی من میتونم تفاوتِ بین نقش و واقعیت رو بهت نشون بدم.»
باچیرا:
باچیرا که اولش با هیجان نگاه میکرد، یهو صورتش جدی میشه و با صدای بغضآلود میگه:
«اون صحنه… دیگه دوستش ندارم. چرا اون باید بهت دست بزنه؟ هیولای درونِ من اصلاً از این خوشش نمیاد… میخوام اون فیلم رو پاک کنم!»
ناگی:
ناگی فیلم رو میبینه، پتو رو میکشه روی سرش و میگه:
«مسخرهست. چرا اون بازیگر انقدر بهت چسبیده؟ خستهکننده بود. تلویزیون خاموش کن، من فقط میخوام بازی کنم، نه اینکه همچین چیزایِ بیموردی رو ببینم.»
چیگیری با اون چشمای نافذش طوری به تلویزیون نگاه میکنه که انگار میخواد تلویزیونی تکیه تیکه کنه:
«اون پسره… واقعاً فکر کرده میتونه تو رو لمس کنه؟ امیدوارم توی واقعیت جرئت نکنه حتی بهت نزدیک شه. اگه یه بار دیگه ببینم کسی اینطوری نگاهت میکنه، دیگه مهم نیست بازیگر باشه یا نه…»
ایساگی:
ایساگی اولش با تعجب زیاد نگاه میکنه، بعد چشماش گشاد میشن و میگه:
«واو! این… این یعنی تو واقعاً اینقدر قدرتمندی که حتی توی صحنههای حساس هم میتونی بازی کنی؟ ولی… چرا حس میکنم دلم میخواد اون پسره رو با یه شوتِ مستقیم از صفحه بیرون بندازم؟ شاید باید بیشتر تمرین کنم…»
( الان وقت خوبی برای بکار گیری اون مغز منحرفت هست»
موضوع:اگه بازیگر باشید و داری فیلم جدیدتون رو با اونا میبینید و بعد صحنه اهم اهم شما با پسره تو فیلم میاد و اونا عصبانی میشن
کاراکتر:سیدو کورونا کایزر نس رین سائه ایساگی جین آکیو تابیتو باچیرا ناگی چیگیری بانی
-------------------------------------------------------
شیدو:
بلند میخنده، چشماش برق میزنه و میگه: «اوووووه! این یه انفجار بیولوژیکیه! کارت عالی بود عشقم، ولی کاش من اونجا بودم تا صحنه رو بهتر برات “ارگانیک” کنم! اون پسره اصلاً نتونست اونطور که باید ازت انرژی بگیره!»
(بعدش بلند میشه و شما رو بلند می کنه می ذاره رو شونه اش و بلهههههه تا صبح عبادت میکردیدددددد)
کایزر:
نیشخند میزنه و با تحقیر میگه: «دکوراسیونِ این صحنه خیلی ارزونه. و اون بازیگرِ نقش مقابل؟ یه مهرهی سوختهست که حتی بلد نیست چطور دستش رو دورت حلقه کنه.»
(کایزر به شدت عصبانیه، ولی سعی میکنه با تحقیرِ اون پسره، حسادتش رو پنهان کنه.)
نس:
چشماش میلرزه، صورتش قرمز میشه و با صدای لرزون میگه: «این… این اصلاً درست نیست! اون صحنه کثیفه! تو نباید بهش اجازه میدادی انقدر بهت نزدیک شه… مایکل (کایزر) نباید این رو میدید!»
رین:
سکوت مطلق. فقط با عصبانیتِ تمام، دستش رو مشت میکنه و رگهای پیشونیش میزنه بیرون. زیر لب میگه: «خفه شین همهتون.» بعد نگاهش رو بهت میدوزه با اون چشمای وحشتناکش: «بعد از این فیلم، باید با هم حرف بزنیم. خصوصی.»
سائه:
بلند میشه، کتش رو صاف میکنه و بدون اینکه نگاهش کنه میگه: «وقتم رو تلف کردم. این سطح از بازیگریِ مبتذل در شأن تو نیست.»
ایکو:
میزنه زیر خنده ولی یه خندهی عصبی. «اوووف! بازیگر خوبیه، نه؟ ولی خب… دفعه بعد اگه خواستی همچین نقشی بازی کنی، اول به من بگو تا برم اون پسر رو چک کنم که بهت صدمه نزنه!»
(آکیو خیلی سعی میکنه آروم باشه ولی قشنگ معلومه دلش میخواد کلهی بازیگرِ نقش مقابل رو بکنه.)
تابیتو:
دستاش رو میذاره پشت سرش و پوزخند میزنه: تابیتو با یه پوزخندِ رو مخ میگه:
«تکنیکِ بازیگریت بد نبود، ولی پارتنرت داشت گند میزد. اگه میخواستی یه صحنه اثرگذار داشته باشی، باید به من میگفتی. این پسره فقط داشت تظاهر میکرد، ولی من میتونم تفاوتِ بین نقش و واقعیت رو بهت نشون بدم.»
باچیرا:
باچیرا که اولش با هیجان نگاه میکرد، یهو صورتش جدی میشه و با صدای بغضآلود میگه:
«اون صحنه… دیگه دوستش ندارم. چرا اون باید بهت دست بزنه؟ هیولای درونِ من اصلاً از این خوشش نمیاد… میخوام اون فیلم رو پاک کنم!»
ناگی:
ناگی فیلم رو میبینه، پتو رو میکشه روی سرش و میگه:
«مسخرهست. چرا اون بازیگر انقدر بهت چسبیده؟ خستهکننده بود. تلویزیون خاموش کن، من فقط میخوام بازی کنم، نه اینکه همچین چیزایِ بیموردی رو ببینم.»
چیگیری با اون چشمای نافذش طوری به تلویزیون نگاه میکنه که انگار میخواد تلویزیونی تکیه تیکه کنه:
«اون پسره… واقعاً فکر کرده میتونه تو رو لمس کنه؟ امیدوارم توی واقعیت جرئت نکنه حتی بهت نزدیک شه. اگه یه بار دیگه ببینم کسی اینطوری نگاهت میکنه، دیگه مهم نیست بازیگر باشه یا نه…»
ایساگی:
ایساگی اولش با تعجب زیاد نگاه میکنه، بعد چشماش گشاد میشن و میگه:
«واو! این… این یعنی تو واقعاً اینقدر قدرتمندی که حتی توی صحنههای حساس هم میتونی بازی کنی؟ ولی… چرا حس میکنم دلم میخواد اون پسره رو با یه شوتِ مستقیم از صفحه بیرون بندازم؟ شاید باید بیشتر تمرین کنم…»
( الان وقت خوبی برای بکار گیری اون مغز منحرفت هست»
- ۱۵۳
- ۰۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط