{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

" تو سرنوشت منی"

" تو سرنوشت منی"
پارت ۴۱

پرش زمانی به ۳ ماه بعد
ویو راوی

جونگکوک با استرس به سمت لیدیا رفت و گفت

_ چیشد هنوز حالش خوب نشده

◇ نه مدام داره بالا میاره

النا با بی حالی اومد سمتشون

_ چیشد عزیزم حالت خوبه

+اره .....اره حالم خوبه ( بی حالی )

◇ الان صدات میکنن .....مطمئنی میدونی بری سخنرانی کنی ؟

النا تا اومد جواب بده باز حالش بهم خورد رفت سمت دستشویی ، تهیونگ با شتاب اومد سمتشون

♧ جونگکوک میخوان النا رو صدا کنن ، هنوز حالش خوب نشده؟

◇ نه هنوز

♧ خب جونگکوک تو میتونی بری سخنرانی کنی عوض النا

◇ عزیزم ؟

♧ جانم ؟

◇ یه دقیقه خفه میشی ببینیم داریم چیکار میکنیم

♧ خیلی کمک میکنه ؟

جونگکوک با قیافه پوکر به تهیونگ نگاه کرد و گفت

_ خیلیییی

♧ خب باشه

النا بلاخره اومد و به زحمت خودشو رسوند همون لحظه النا رو دعوت کردن تا بیاد برای سخنرانی . النا هم رفت سال ها بود که منتظر همچین لحظه ای بود و نمیتونست بزار خودش دستی دستی خرابش کنه

+سلام و عرض ادب و وقت بخیر به تمامی مهمانان گرامی ................

همینطور که النا در حال سخنرانی بود جونگکوک با عشق بهش نگاه میکرد و لذت میبرد نیم ساعت گذشت و سخنرانی النا تموم شد

+و در اخر ، از همه شما که لطف کردید به پروژه ی من و صحبت های گوش کردید سپاسگزارم

تعزیمی کردم که میزبان گفت

... : بسیار عالی و حالا از سرمایه گذار پروژه اقای جئون جونگکوک مدیر عامل شرکت نوآوری جئون دعوت میکنم که بر روی صحنه بیان

همه محکم برای جونگکوک دست زدن و جونگکوک اومد و کنار النا ایستاد و درباره پروژه کمی حرف زد و بعد از اتمام سخنرانی همه دورشون جمع شدن و سوالاتشون رو میپرسیدن و هر دو با اشتیاق جواب میدادن چند ساعت گذشت و بلاخره فستیوال تموم شد و برگشتن خونه به محض اینکه جونگکوک در خونه رو باز کرد النا به سمت دستشویی رفت و تا میتونست بالا اورد . جونگکوک هم سریع رفت پیشش

_ بیب من پیشتم من پیشتم .......حالت خوب میشه خوب میشه


النا بلاخره حالش نسبتا خوب شد

_ بیب حالت خوبه ؟ چیزی میخوای برات بیارم؟

النا سرشو تکون داد و گفت

+اره اره خوبم.........جونگکوک میتونی بری برام یه مسکن بیاری ؟

_ اره عزیزم .....................
شرط
۱۲ لایک
۴ کامنت
دیدگاه ها (۲)

" تو سرنوشت منی " پارت ۴۲ ( پارت اخر )ویو راویجونگکوک که در ...

تو سرنوشت منی اسلاید دوم لباسی که النا برای فستیوال پوشیده ب...

تو سرنوشت منی اسلاید دوم پیرسینگ النااسلاید سوم ماشینشون اسل...

" تو سرنوشت منی "پارت ۴۰ویو النا چند ساعت گذشته بود و بچه ها...

" تو سرنوشت منی "پارت ۱۰ویو راوی النا ، هلن رو رسوند بیمارس...

" تو سرنوشت منی "پارت ۲۳ویو راویلبخنده روی لب النا محو شد +چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط