{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت زندگی من

پارت ۳۸ ( زندگی من 🩰 )


با رکس رفتم کلاس و بعد هزاران سال بلاخره لوکا 🩵 و مکس 💙 اومدن و من یه ماژیک طرف لوکا 🩵 پرت کردم
املی 🩷 : مگه من نگفتم پنج شنبه بریم کلاس 😑
لوکا 🩵 : هه ! آهان یادم رفت 😅🙈
املی 🩷 : مشکلی ندارد 😕
و مکس 💙 یادش رفت شیرینی شو بیاره بخاطر همین با لوکا 🩵 رفتن تا شیرینی شو بیاره
بعد رفتن و خانوم 💛 اومد و کلید رو ازم گرفت تا در خونه رو قفل کنه و رفت ...
بعد اومد و جک 💚 هم اومد 😶 لیلی و آلیس هم با همون دختره اسمش آمیا اومدن
مکس 💙 و لوکا 🩵 هم اومدن و مکس 💙 ساندو آورده بود 😂
و بعد هم آدریک با همون پسره رو مخه اومد 😑 (همون که رو مخ منو کای 🧡 می‌رفت 🙄)
بعد چند تا بازی و چرت و پرت 😂 ( مثل همیشه )
سه تا دختر اومدن در کلاسمون ! که یکی شون با کلسی 🧡 ( دختر خالم ) مشکل داشت 😐
راستی لیلی یه دوربین کوچولو کیوت سبز آورده بود تا عکس یادگاری بگیره و چون روش نمیشد من گرفتم 😁
بعد هم مکس 💙 و لوکا 🩵 رفتن 😭 چرااااااا
راستی قبلش منو لوکا 🩵 یه آهنگ ساخته بودیم که روکی 🩶 ( احمق ) اونو مسخره میکرد 😒
و امروز کای 🧡 اومد 😃
دیدگاه ها (۶)

عه 😍 ممنون

پارت ۳۹ ( زندگی من 🩰 ) همین دیروز اتفاق افتاد 😁با رکس رفتم ...

پارت ۳۷ ( زندگی من 🩰 ) رفتم در کلاس و زنداییم 💛 همون جا بود ...

پارت ۳۵ ( زندگی من 🩰 ) امروز چون اسهال داشتم نرفتم کلاس 🥺ولی...

پارت۳۴

از نفرت تا عشق

Continued part: ①②☆داداشی تو برو خونه من حالم خوبه باشه خداف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط