جیسون آروم از آیون جدا شد و به چشم های آیون خیره شد
𝑬𝒙 𝒅𝒆𝒂𝒓
𝑷𝟑
𝑱𝒆𝒐𝒏 𝒌𝒂𝒚𝒍𝒊
جیسون آروم از آیون جدا شد و به چشم های آیون خیره شد
جیسون:آه، هیچوقت اون روزی که دیدمت ، توی سوپر مارکت، با دوستات، هیچوقت یادم نمیره، بعدش رفتین کافه و دوستات کم کم باید میرفتن خونشون و تو تنها توی کافه موندی
_بعدش؟ هیونگ؟*با عشق نگاه کردن به جیسون*
جیسون:بعدش، بعدش اومدم سمتت و شماره رو خواستم
هیچوقت یادم نمیره چاگیا
_آه، من میدونم تو منو تو تبلیغات دیدی، تبلیغاتی 𝑹𝒉𝒐𝒅𝒆
جیسون :اره درسته اونجا هم تورو دیدم، ولی فکرش هم نمیکردم از نزدیک اینقدر خوشگل باشی
_هعی انقدر لوسم نکن
جیسون:خب تو برو تو ماشین، ماشین اونور خیابونه، میبینمت
_باشه
اما، سالم میرسه؟ هعی، نکته بدش اینه که..
آیون داشت آروم رد میشد ولی صدای بوق کامیون به صدا دراومد، درسته، آیون تصادف کرد و راننده کامیون در رفت
𝑷𝟑
𝑱𝒆𝒐𝒏 𝒌𝒂𝒚𝒍𝒊
جیسون آروم از آیون جدا شد و به چشم های آیون خیره شد
جیسون:آه، هیچوقت اون روزی که دیدمت ، توی سوپر مارکت، با دوستات، هیچوقت یادم نمیره، بعدش رفتین کافه و دوستات کم کم باید میرفتن خونشون و تو تنها توی کافه موندی
_بعدش؟ هیونگ؟*با عشق نگاه کردن به جیسون*
جیسون:بعدش، بعدش اومدم سمتت و شماره رو خواستم
هیچوقت یادم نمیره چاگیا
_آه، من میدونم تو منو تو تبلیغات دیدی، تبلیغاتی 𝑹𝒉𝒐𝒅𝒆
جیسون :اره درسته اونجا هم تورو دیدم، ولی فکرش هم نمیکردم از نزدیک اینقدر خوشگل باشی
_هعی انقدر لوسم نکن
جیسون:خب تو برو تو ماشین، ماشین اونور خیابونه، میبینمت
_باشه
اما، سالم میرسه؟ هعی، نکته بدش اینه که..
آیون داشت آروم رد میشد ولی صدای بوق کامیون به صدا دراومد، درسته، آیون تصادف کرد و راننده کامیون در رفت
- ۳۲۷
- ۲۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط