{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ladyjeonjk

𝑬𝒙 𝒅𝒆𝒂𝒓
𝑷𝟕
𝑱𝒆𝒐𝒏 𝒌𝒂𝒚𝒍𝒊
@lady_jeon_jk
✧─── ・ 。゚★: *.✦ .* :★. ───✧
مادر جی کی:اوما
به کره ای یعنی مامان
.
اوما روبه
✧─── ・ 。゚★: *.✦ .* :★. ───✧
اوما:آه، جونگ کوک، بزرگ شدی. ، نه؟

ج.ک:برو بیرون

اوما:هنوزم لجبازی

ج.ک:چی میخوای؟

اوما: عام، پول

ج. ک:چقدر؟

اوما:10 میلیارد

ج.ک :نمیدم

اوما:نداری؟

ج.ک:دارم، نمیخوام بدم
اوما:چرا؟ ، عزیزم من مادرتم

ج.ک:مادری که در حق پسرش مادری نکرده؟ برو دنبال داداشام

اوما:هی،داداشات میتونن نابودت کنن

ج.ک:اگر میتونن منو نابود کنن پس پول هم دارن، برو دنبال اونا

اوما:باشه، تا یه ماه دیگه پولمو نقد میخوام باشه؟

ج.ک:نمیخوام بی احترامی کنم، برو بیرون

✧─── ・ 。゚★: *.✦ .* :★. ───✧
اوما رفت بیرون از خونه
جونگ کوک یه لیوان آب رو برداشت و رفت و نشست رو مبلش و برا خودش چیل کرده بود، که یهو گوشیش زنگ میخوره
آه، درسته کارگردان، یعنی اینقدر سریع سریال، قسمت بعدی رو هم باید فیلم بگیریم؟
✧─── ・ 。゚★: *.✦ .* :★. ───✧
کارگردان:هیی هوبه جونگ کوکا

ج.ک:سونبه نیم!! قسمت جدید اینقدر سریع میخوایم فیلم بگیریم.؟*جرعه ای از آب خورد*

کارگردان:چی؟ نه! شاید بره برا یه ماه دیگه
ج.ک:پس..، چرا زنگ زدی؟

کارگردان:هی، برات یه قرار جور کردم﴿با ذوق فراوان﴾

ج.ک:چیکار کردی؟ یه بار دیگه بگو﴿آب پرید تو گلوش﴾

کارگردان:فردا! ساعت 9 شب، توی رستوران شیککک﴿ذوق/عشوه﴾

ج.ک:آیشش﴿به کره ای یه جور فحش هست/آشیبالا﴾

کارگردان:چی؟ فحش دادی؟؟﴿با فان﴾

ج.ک:چی؟ نه؟ گفتم با کمال میل، ناامیدتون نمیکنم

✧─── ・ 。゚★: *.✦ .* :★. ───✧
ج.ک تلفنش رو قطع کرد با خودش زمزمه هایی کرد
_چرا گفتم باشه؟
ج.ک بلند شد، رفت توی اتاقش، دفتر خاطرات و جورنال خودش رو بیرون آورد، قلم به دست شد، واو!
او بعد از سال ها قلم به دست شد، درسته فقط وقتی استرس/خوشحال/بی حس میشد قلم به دست، روی دفتر خاطراتش، جورنالش، میشد!
توی دفترش چیز هایی نوشت که شامل متن های زیر میشه::
﴿آه، دفتر خاطرات عزیزم، دوباره به تو پناه آوردم، دوباره سراغ تو اومدم، استرس گرفتم، شاید استرسم از روی ترس یا اظطراب باشه، و عذاب وجدان دارم، سال هاس که دارم
آره!!
دوباره نقاب روی صورتم گزاشتم و بقیه رو راحت گول زدم، دیگه نمیخوام نقاب بزارم، ولی چهره/حس واقعی من، یه چهره بی احساس، سرد مثل جنازه ای که 100 ها بار مرده ، هست!
بقیه رو میخندونم، چون احساس میکنم از من بدشون بیاد، ازم خوششون نیاد،شاید! شاید مشکل منم، شاید باید رو خودم کار کنم﴾
✧─── ・ 。゚★: *.✦ .* :★. ───✧
بلند شد!
کت ، شلوار و کرواتشو درست کرد، اتو کشید و ساعتش رو کوک کرد، شام سالمی سفارش داد، روتین روزانه، ورزش خودش رو انجام داد و بلهه!
رکورد پیاده روی خودشو زد ولی چه فایده؟ چرا؟ به سمت مغازه رفت و سیگار گرفت و با سیگار ادامه راهش رو داد، ولی رو فرم بودن بدنش خیلی براش مهم بود، به خونه برگشت، حموم کرد و سر ساعت 10 شب خوابید
✧─── ・ 。゚★: *.✦ .* :★. ───✧
و سر ساعت... سر ساعت 7 صبح.؟ آه نهههه!
سر ساعت 1 بعد از ظهر بیدار شد، درسته خنده داره ولی برای جونگ کوک یه معنی داره.
استرس!
جونگ کوک وقتایی زیاد میخوابید که استرس داشت
، بلند شد، صبحانه خودشو خورد رفت پیاده روی و برگشت و نهار خودشو خورد، و قرص، قرص؟
قرص چی؟ آه، قرص آرام بخش، چرا؟؟ چرا اینقدر استرس داره؟ چی شده؟
اوه فکر کنم باید خاطراتی مرور بشه، نه؟
✧─── ・ 。゚★: *.✦ .* :★. ───✧
اصلا، به اسم فیک توجه کردین؟ اکس عزیزم!
اکس؟ چرا عزیزم؟
جونگ کوک دلیل مرگ اکسش بود، یا بهتر بگم، جونگ کوک یه قاتل بود، عجیبه؟ نه؟
بزار کامل بگم
جونگ کوک دوست دختری داشت به نام﴿پارک جنی﴾ آه اون موقعی که اون دختر رو ت کافه دید، جنی یه کافه داشت، اونجا کار میکرد ، جونگ کوک یه قهوه سفارش داد و بعد از اون هرروز به اون کافه میرفت که همون قهوه همیشگی رو بخوره، بهم اعتراف کردن 2 سال باهم بودن ولی، جنی همه چی رو خراب کرد، رفتاراش عجیب شد
اولیش:سرد شدن
سرد شده بود و جواب جونگ کوک رو میداد
دومیش:درخواست بیش از حده گرفتن کارت جونگ کو ک داشت
سومیش:خالی کردن تمام حساب های بانکی جونگ کوک
و آخریش، چهارمیش:خیانت
جونگ کوک به سمت خونه جنی رفت و رمز در رو پشت گوشیش توی یه برگه نوشته بود، رفت و درو باز کرد و صحنه خیانت رو دید، خودشو نشون نداد و فیلم گرفت
فرداش بهش زنگ زد ، جنی رو به خونش دعوت کرد ساعت 5 و وای ساعت 6 دوستش لیسا میخواست بیاد﴿جریان رو برای لیسا گفته بود﴾و وقتی جنی اومد، برای جنی همون قهوه رو آورد و باهم گپ زدن اوه ساعت 5 دقیقه به 6 هست.
. ادامه دارد.
دیدگاه ها (۰)

𝑬𝒙 𝒅𝒆𝒂𝒓𝑷𝟖𝑱𝒆𝒐𝒏 𝒌𝒂𝒚𝒍𝒊@lady_jeon_jkفیلم رو به جنی نشون داد و گف...

𝑬𝒙 𝒅𝒆𝒂𝒓𝑷𝟗@lady_jeonstar부인 전∘₊✧──────✧₊∘_شما؟ جی کی:هیچی منم ...

𝑬𝒙 𝒅𝒆𝒂𝒓𝑷𝟔𝑱𝒆𝒐𝒏 𝒌𝒂𝒚𝒍𝒊درو باز کرداوه! مامان؟! شاید برای خیلیاتو...

𝑬𝒙 𝒅𝒆𝒂𝒓𝑷 𝟓𝑱𝒆𝒐𝒏 𝒌𝒂𝒚𝒍𝒊 کارگردان داد زد:اره پیر*و غیبش زد و از ...

خانواده ی جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط