{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اعدامـی لحظه ای مکث کرد و بـوسه ای بر طنــاب دار زد

اعدامـی لحظه ای مکث کرد و بـوسه ای بر طنــاب دار زد
دادسـتان گفت : صبر کنید , آقــای زنـدانـی این چــــه کـــاریست !؟
زنــدانی خـــنده ای کــرد
و گفت : بیچـــاره طـــناب نــمیزاره زمـــین بیفتم
ولی آدم ها . . . ! بدجـــور زمــینــم زدن
.
.
.
.
.
الله اکبر!!!!
دیدگاه ها (۱)

دید پنهان انفجار اشکار

دردسرهای بچه داری پارت۹

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

چندپارتی تهیونگ

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part آخرجونگکوک سر تکو...

رز آبی پارت ۳۲

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟗چند روز بعد...جیمین و مانیا بیشتر از قب...

ᴘᴀʀᴛ ۱۷ | یه روز متفاوتصبح روز بعد...حیاط پرورشگاه مثل همیشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط