بهشت هست و هوای شمالی پری اش
بهشت هست و هوای شمالی پری اش
هوای شهر شما و هوای دلبری اش
دو چشم بود؛ یکی آسمان یکی دریا
لبی که غنچه ندارد کند برابری اش
هزار حافظ وسعدی نوشته در یک بیت
عمیق تر که بخوانی نگاه سرسری اش
همیشه خالق منظومه های خورشیدیست
هوای ماه ببین در مدار مشتری اش
چکی که پاس نشد در دلم سر تاریخ
حواله داده ام اکنون به چشم شرخری اش
همیشه عید به قابی قشنگ متصل است
بهار گیسوی او در خزان روسری اش
بیاد محوترین حس عاشقانه ی من
برای پنجره و عینک مشجری اش
- غزل کم است ولی مصرع وجودم را
گره زدم به سر قفلبند خواهری اش
هوای شهر شما و هوای دلبری اش
دو چشم بود؛ یکی آسمان یکی دریا
لبی که غنچه ندارد کند برابری اش
هزار حافظ وسعدی نوشته در یک بیت
عمیق تر که بخوانی نگاه سرسری اش
همیشه خالق منظومه های خورشیدیست
هوای ماه ببین در مدار مشتری اش
چکی که پاس نشد در دلم سر تاریخ
حواله داده ام اکنون به چشم شرخری اش
همیشه عید به قابی قشنگ متصل است
بهار گیسوی او در خزان روسری اش
بیاد محوترین حس عاشقانه ی من
برای پنجره و عینک مشجری اش
- غزل کم است ولی مصرع وجودم را
گره زدم به سر قفلبند خواهری اش
- ۸۶۱
- ۱۵ آذر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط