{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با پدرم جدول حل میکردم که گفتم:

با پدرم جدول حل میکردم که گفتم:

نوشته دوست،عشق،محبت
چهار حرفیه
دو حرف اولشم دراومده ب و الف

یه دفعه پدرم گفت:فهمیدم عزیزم میشه بابا

با اینکه میدونستم بابا میشه؛ولی بهش گفتم:نه اشتباهه..!!

گفت:ببین اگه بنویسی بابا، عمودیشم درمیاد
تو چشمام اشک جمع شد وگفتم میدونم میشه بابا
اینجا نوشته چهار حرفی!!!!

ولی تو که حرف نداری....


پیشاپیش روزپدرمبارک....عاشقتم
دیدگاه ها (۱)

بی تو بارانم و بر ثانیه ها می بارم حس زیبای تو را بعد تو در...

ﮐﻔﺶ ﮐﻮﺩﮐﻲ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺮﺩ . ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭﯼ ﺳﺎﺣﻞ نوﺷﺖ : ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺩﺯﺩ ... ﺁ...

الهیای نام توشیرینای ذات تودیرینخوشم که معبودم توییخرسندم که...

دیر شدہ ، مے دانم !باید بیایمباران را در چشم هایت بند بیاورم...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۵۲ ویو راوی !نکنه ل...

پارت ۴ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]ویو لوید 《عا خسته شدم چقدر معمور...

★دستبند ما؟!...p²پدرم بعد مکثی لبخند زد و گفت:"پس جواب بده ع...

چند پارتی

چند پارتی

Chapter 13"*frozen*+ کی قراره بهم اجازه بدین دوباره بیام پیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط