{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دعا کردیم که بمانی

دعا کردیم که بمانی

بیایی کنار پنجره، باران ببارد

و باز شعر مسافر خاموش خود را بشنوی

اما دریغ که رفتن

راز غریب همین زندگی است

رفتی پیش از آن که باران ببارد...
دیدگاه ها (۳)

از عشق دل انگیز تو دیگر اثری نیستاز آن همه احساس قشنگت خبری ...

ای نا رفیق.. به کدامین گناه ناکرده.. تازیانه می زنی بر اعتما...

در هر گوشه ای از این ولایت که بمیرممی توانم دوباره زنده شوما...

بی توخودم را بیابان غریبی احساس می‌کنمکه باد را به وحشت می‌ا...

دلتنگم... #دلتنگی‌هایم را لبِ جوی می‌برم می‌نشینم ،#شعر م...

🌸✨ مکتبِ باران؛ درس‌های بخشش و پاکی ✨🌸🌧 ۱. از بهرام محمدی پر...

بررسی شعر:«رفتگان» از (تس) احضار غایبانبخش دومــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط