{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دعا کردیم که بمانی

دعا کردیم که بمانی

بیایی کنار پنجره، باران ببارد

و باز شعر مسافر خاموش خود را بشنوی

اما دریغ که رفتن

راز غریب همین زندگی است

رفتی پیش از آن که باران ببارد...
دیدگاه ها (۳)

از عشق دل انگیز تو دیگر اثری نیستاز آن همه احساس قشنگت خبری ...

ای نا رفیق.. به کدامین گناه ناکرده.. تازیانه می زنی بر اعتما...

در هر گوشه ای از این ولایت که بمیرممی توانم دوباره زنده شوما...

بی توخودم را بیابان غریبی احساس می‌کنمکه باد را به وحشت می‌ا...

راز سئول پارت 6 لیاوقتی به خانه رسیدم، هوا کم‌کم تاریک شده ب...

راز سئولپارت ۲باران هنوز روی شیشه‌های کتاب‌فروشی می‌کوبیدچند...

______________________________تو یک روز، همه‌چیز را خیلی ساد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط