{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برگی از خاطرات یک پسر :

برگی از خاطرات یک پسر :
شانس ما رو می‌بینی؟
تو بچگی با 100 تا دختر، دکتر بازی کردیم. الان آدرس هیچکدومشون رو نداریم؛
اما یه بار بچه بودم خونه همسایمون تو خودم جیش کردم، حالا دخترشون شده همکارم!
نشسته میز روبروم هر روز صبح بهم میگه: چطوری شاشو؟ :|
دیدگاه ها (۱۰)

مخاطب خاااااااص...ﺍﻋﺼﺎﺏ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﻧﺮﻭ ﭘﺎﯾﯿﻦ........................

شعر جدید دخترا یه کیلیپس دارم قلقلیه، سرخ وسفید نیم متریه، م...

شــــوخ طبعـــی یکی از ویژگی های مردان جـــذّابه...............

#سفر_به_فرانسه تا شهر #نوفل_لوشاتو حدود دو ساعتی راه بود. تم...

تک پارتی درخواستی وقتی خانوادش ازت خوششون نمیومد سلام من ات...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p16 ات .  وقتی این حرف ر...

فیک

عشق و نفرتp¹³تهیونگ میخواست بگه چرا یهو دخترا اومدن تو هانا:...

رمان: قلب در تاریکی

پارت۲۸

.......//برده ی زیبا//.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط