{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشت پنجره ی شب

پشت پنجره ی شب
به تو می اندیشم
در لحظات کشدار انتظار

وقتی چهار چوب در
هیکل مردانه ات را
به تماشا می نشیند

نفس حبس می شود در
دستان نیاز من
در جستجوی دستان تو

#فریبا_الف.
🍃 🌼 🍃 🌼
دیدگاه ها (۳)

رج به رج می بافم خیالت رامیشود بیاییاین دوست داشتن رادور گرد...

تقصیر دلم بودکه چشمان تـو را خواست ؛این سر به هوامثل خودم عا...

.یادت هست…؟!روزی پرسیدی این جاده کجا میرود…؟!و من سکوت کردم…...

چون نهالیسست می‌لرزدروحم از سرمای تنهایی ...#فروغ_فرخزاد•┈••...

پارت نوزدهمزمستان سردی بود. شب. برف پشت پنجره‌ی اتاق‌شان آرا...

32

از چه می‌ترسی؟وقتی من زبان توامو از میان چشمان تو جهان را تم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط