پادشاهی بود که فقط یک چشم ویک پا داشت. پادشاه به تمام نقا
پادشاهی بود که فقط یک چشم ویک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشان قلمرو خود دستور داد تایک پرتره زیبا از او نقاشی کنند. اما هیچکدام نتوانستند، آنان چگونه می توانستند با وجود نقص در یک چشم ویک پای پادشاه، نقاشی زیبایی از او بکشند؟
سرانجام یکی از نقاشان گفت که می تواند این کار را انجام دهدو یک تصویر کلاسیک از پادشاه نقاشی کرد.
نقاشی او فوق العاده بود و همه را غافلگیر کرد. او پادشاه را در حالتی نقاشی کرد که یک شکار را مورد هدف قرار داده بود، نشانه گیری با یک چشم بسته ویک پای خم شده....... چرا ما نتوانیم از دیگران چنین تصاویری نقاشی کنیم؛ پنهان کردن نقاط ضعف و برجسته ساختن نقاط قوت آنان!
سرانجام یکی از نقاشان گفت که می تواند این کار را انجام دهدو یک تصویر کلاسیک از پادشاه نقاشی کرد.
نقاشی او فوق العاده بود و همه را غافلگیر کرد. او پادشاه را در حالتی نقاشی کرد که یک شکار را مورد هدف قرار داده بود، نشانه گیری با یک چشم بسته ویک پای خم شده....... چرا ما نتوانیم از دیگران چنین تصاویری نقاشی کنیم؛ پنهان کردن نقاط ضعف و برجسته ساختن نقاط قوت آنان!
- ۱.۹k
- ۰۱ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط