درخواستی سناریو از مویچیرو
درخواستی سناریو از مویچیرو
فرشته ی من
پارت ۱
از زبون ا/ت
تازه زنگ مدرسه خورده بود . من وسایلم رو برداشتم و از مدرسه رفتم بیرون . داشتم ب سمت خونه میرفتم ک چند تا پسر ب سمتم دویدن . همون هایی بودن ک همیشه توی مدرسه اذیتم میکردن . اروم ب عقب رفتم . اونها بهم رسیدن و یکی از اون ها من رو محکم ب سمت دیوار حل داد . میخواستن منو اذیت کنن ک ی پسر با مو های بلند اومد و توی دهن هر کدوم ی مشت خوابوند و اونها رو فراری داد .
مویچیرو : بازم میخواید . . .
اون پسر ب سمت من برگشت .
مویچیرو : شما حالتون خوبه . . . ؟ بهتون ک اسیب نزدن . . . ؟
ا/ت : نه من حالم خوبه ممنون ک منو نجات دادید . . .
مویچیرو لبخند میزنه .
من هم لبخند کوچیکی زدم ک بارون گرفت اون پسر کتش رو در اورد و روی سر من گذاشت .
ا/ت : ولی شما . . .
مویچیرو : نگران من نباش . . . من تا خونه همراهت میام . . .
ادامه دارد . . .
ببخشید اگه خوب نشد .
فرشته ی من
پارت ۱
از زبون ا/ت
تازه زنگ مدرسه خورده بود . من وسایلم رو برداشتم و از مدرسه رفتم بیرون . داشتم ب سمت خونه میرفتم ک چند تا پسر ب سمتم دویدن . همون هایی بودن ک همیشه توی مدرسه اذیتم میکردن . اروم ب عقب رفتم . اونها بهم رسیدن و یکی از اون ها من رو محکم ب سمت دیوار حل داد . میخواستن منو اذیت کنن ک ی پسر با مو های بلند اومد و توی دهن هر کدوم ی مشت خوابوند و اونها رو فراری داد .
مویچیرو : بازم میخواید . . .
اون پسر ب سمت من برگشت .
مویچیرو : شما حالتون خوبه . . . ؟ بهتون ک اسیب نزدن . . . ؟
ا/ت : نه من حالم خوبه ممنون ک منو نجات دادید . . .
مویچیرو لبخند میزنه .
من هم لبخند کوچیکی زدم ک بارون گرفت اون پسر کتش رو در اورد و روی سر من گذاشت .
ا/ت : ولی شما . . .
مویچیرو : نگران من نباش . . . من تا خونه همراهت میام . . .
ادامه دارد . . .
ببخشید اگه خوب نشد .
- ۲۲۳
- ۱۶ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط