{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرور می کنم امروز تورا و بار دگر

مرور می کنم امروز تورا و بار دگر
عجیب در دهنم عطر شعر می پیچد
هزار واژه دلتنگ می چکد از من
سکوت بر تن هر سطر شعر می پیچد
چقدر درد کشیدم برای آمدنت
دویدم و نرسیدم ،کسی نمی دانست
که در غرور نسنجیده ات فلج شده ام
تو قد کشیدی و من در مسیر باور تو
همیشه خشت کج هر بنای کج شده ام
سرم به واسطه ی عشق،بر سر دار است
تنم ،کنیز خود آزار و مست هلهله ها
پس از شکستن و پاشیدنم به من گفتی
عبور می کند از این خرابه قافله ها
خرابه ای شدم اما هنوز می پیچی
شبیه رایحه ی ناب شعر در دهنم
تو شعر می شوی و آن کسی که عمرش را
به پای قافیه های سیاه ریخت ،،منم
دیدگاه ها (۵)

رفتی و پاییزی ترین ایّام حاصل شدوحشی ترین امواج دریا سهم ساح...

تو اي ديوانه خو... من با تو خو كردم صدايم كنمرا از اين همه آ...

آن عصر ِ سرد و تار که ابر ، آسمان نداشتجایی به غیر ِ چشم ِ ت...

شبی با خیال تو دیوانه گشتمتو را خواب دیدم که بیگانه گشتمشراب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط