{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به یادت هست روزی که برای اولین بارم

به یادت هست روزی که برای اولین بارم
نگاهت کردم و آرام گفتم "دوستت دارم"
.
خجالت می کشیدم از نگاه سر به زیر تو
ولی دل را زدم دریا و گفتم " می شوی یارم؟"
.
تمام حرف ها با یک نگاهت شد فراموشم
به رغم آن همه بیداری و تمرین و تکرارم
.
عرق بر روی پیشانیت و گونه سرخ مثل گل
صدایت اندکی لرزید و گفتی "من گرفتارم"
.
همین را گفتی و رفتی و من از دور می دیدم
چگونه رقص یک چادر پریشان کرده افکارم
.
بدون تو غزل گفتن برای من کمی سخت است
بیا گاهی ردیفم کن غزل بانوی اشعارم
.
شنیدم سبک های سنتی را دوست می داری
و از آنروز من مردی به سبک ایل قاجارم
.
هنوزم منتظر هستم که روزی توی دانشگاه
دوباره با نگاهی ساده گویم "دوستت دارم"
دیدگاه ها (۱)

فقط برای خودم هستم ” مـــن…! ”خودِ خودم ـ ـ ـ …نه زیبایم و ن...

گاهی...فقط از کل دنیادلت..................یکی را می خواهدومی...

نمیدانم تو کیستیهر که می خواهی باش... این عادت مشترک همه ی ا...

ﺍﯾﻦ ﻃــﻮﺭ ﻗـﺒـــﻮﻝ ﻧﯿﺴﺖ ! ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﯿﺎ ... ﺩﺳـﺖ...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 54 "" فلش بک | دو سال ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط