{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پایان خوش

پایان خوش
پارت ۱۶

یکی هم به من زدن منم پیش تهیونگ افتاد
ا/ت: یکم میتونستم حرف بزنم اما تهیونگ چشماش رو بسته بود با گوشی خودم زنگ زدم اورژانس جواب دادن گفتم اینجا دوتا آنبلانس بفرستید بد گوشی رو قطع کردم گوشی از دستم افتاد چشمام بسته شد
ا/ت: وقتی چشمام رو باز کردم توی آنبلانس بودم از پرستار پرسیدم اون آقای که پیشم بود کجاست
پرستار: اون آقا داخل اون یکی آنبلانس هستند
ا/ت: حالش چطوره
پرستار: خبری نداریم
ا/ت: برام داروی بی هوشی زدن منو تهیونگ رو بردن اتاق عمل عمل من زود تمام شد وقتی بهوش اومدم داخل اتاق بیمارستان بودم از تختم بلند شدم سرم گیج بود رفتم دم در اتاق عمل نشستم پرستار اومد ازش پرسیدم
ا/ت: حال اون آقای که عملش کردید چطوره
پرستر: ایشون حالشون خوبه میخوام ببیرمشون توی بخش
ا/ت: میتونم ببینمش
پرستار: وقتی بردیمشون توی بخش میتونید
باهاشون حرف بزنید
ا/ت: باش ممنونم تهیونگ رو بردن توی بخش رفتم توی اتاقش
نشستم روی صندلی کنارتختش
ا/ت: تهیونگ
خوبی تهیونگ: میدونی چیه ا/ت از یه چیزی خیلی خوشحالم
ا/ت: از چی
تهیونگ: وقتی تو کنارم باشی خوشحالم
به قولت عمل کردی

(ادامه پارت بعدی)
دیدگاه ها (۲)

پایان خوش پارت ۱۷تهیونگ: به قولت عمل کردی داخل هر شرایطی کنا...

پایان خوش پارت ۱۸تهیونگ: داشتم سر به سرت میزاشتم ا/ت: تهیونگ...

تتو آرتیست من [part¹⁶]*کوک ویو*لیام آدرس رو برام فرستاد و از...

love Between the Tides⁴⁰تهیونگ زنگ زدم به دوهی دوهی: الو دای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط