{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو «عشق» بودی....

تو «عشق» بودی....
این را از بوی تنت فهمیدم
شاید هم خیلی دیر به تو رسیدم
خیلی دیر....

اما مگر،قانون این نبود..
که هر آنچه دیر می آید
عاقبت روزی به خانه ما خواهد رسید؟..

عادت کرده ایم به نداشتن ها
و شاید به اندوه..

آری.... تو «عشق» بودی
این را از «رفتنت» فهمیدم!!
وگرنه این شهر
هرگز این چنین سرسنگین نبود....!!
دیدگاه ها (۲)

دلم آرام بود..........ولی....چون رفت!!دلم را آرام برد..

با موهایی بلندتر..با آغوشی تنگ تر..یک زن است که مدامدر گوشت ...

فکر میکنم میان انگشتانت جا مانده باشد!!یا شاید لابه لای موها...

روزی از همه نقاشی هایمکوچ خواهی کرد....اشک خواهی‌ریخت و همه ...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟖مانیا هنوز چیزی نگفته بود.فقط به جیمین ...

Love in the dark⑥⓪بله همون دختری که امروز تو شرکت دیدم آره ه...

رفتی و کوهی از غم بر روی شانه‌های ما گذاشتی ❤️‍🩹🖤.چهل روز اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط