{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وانشات کوکو

وانشات کوکو
بعدی از باجی هست فکر نکنم خوب درش بیارم😅


ویو ا/ت
این چند روزه کوکو بهم محل نمیزاره از دستش ناراحتم ولی خب اونم سرش شلوغ دیگه اه
ا/ت رفت سمت تاق مشترکش با کوکو ( عه باکوگو) و رو تخت دراز کشید و کم کم چشماش گرم شد و به خواب رفت
پرش زمانی ساعت ۳ ویو ا/ت
( خمیازه ) خوابم برده بود .....حس کردم یکی سرش گذاشته بود رو سینم ( استغفرالله 😂) چشام رو باز کردم و دیدم کوکو خیلی گوگولی تو بغلم خوابیده ....آروم دستم رو رو موهاش کشیدم خیلی نرم بوددددد ولی بعد یادم اومد که بهم بی محلی می‌کرد و اخم کردم
کوکو با چشم های بسته: دارلینگ ...چرا اخم کردی ؟ ( خیلی ارام و خوابالو )
ا/ت : چون بهم محل نمیزاشتی !
کوکو : بعد کی نوبت من میشد که تو بهم محل بزاری ؟
ا/ت : ...........حالا هرچی منم بهت محل میزارم !
کوکو : باشه دارلینگ بخواب که فردا کلی کار داریم
و میخوابن فردا صبح ا/ت اول بلند میشه و رو تخت میشینه دوباره دستش رو لای مو های کوکو میکنه
ا/ت : کوکو ؟ بلند نمیشی ؟ باید بری بوتن
کوکو : .....اوهم ......یکم دیگه فقط
ا/ت *: عجیب کوکو همیش زود بلند میشد ....حالا هرچی برم صبحانه بزارم *
ا/ت میره میز رو می‌چینه و دوباره میره پیش کوکو که هنوز خواب بود و لبه تخت میشینه
ا/ت : کوکو ؟ نمیخوای بری بوتن ؟ حالت خوبه ؟ نکنه سرما خوردی ؟
ا/ت خیلی آروم میگه
کوکو : .....من خوبم......فقط یکم دیگه
ا/ت : همین الان نیم ساعت از زمانی که همیشه میرفتی بوتن گذشته
کوکو انگار بهش شوک وارد شده سریع رو تخت میشینه
کوکو : چیییی ؟؟؟؟ چرا زود تر نگفتی ؟؟؟
ا/ت : خودت میگفتی بزار بخوابم
کوکو هم حاضر میشه و میره
پرش زمانی به شب ( خیلی گشادم نه؟😂)
ویو ا/ت
صدای زنگ در اومد احتمالا یکی دیگه بود چون کوکو هم کلید میبره هم آنقدر زود نمیاد .....رفتم در رو باز کردم و کوکو رو بی حال دیدم
ا/ت : کوکو !!! خوبی ؟ چی شده ؟؟؟؟
کوکو : من خوبم
و میره رو مبل میشینه ا/ت هم میره جلوی کوکو یه دستش رو رو پیشونی کوکو و دست دیگش رو رو پیشونی خودش میزاره
ا/ت : بهت گفتم انقدر کار نکن ! الان تب کردی !
کوکو : نه بابا من خوبم
ا/ت : نه نیستی
ا/ت هم میره سوپ درست میکنه و چند تا دارو برای کوکو میاره
ا/ت : بخور
کوکو : .......اه .....باشه
کوکو هم میخوره ( سوپ و دارو ) و خلاصه چند روز بعد کوکو خوب میشه و دوباره میره بوتن شب هم با یه دسته گل بزرگ که لاش دلاره با شکلات قلبی میاد
ا/ت : ..ک..کوکو ! اینا خیلی قشنگننننننننننننن ولی حتما خیلی گرون بود نه ؟
کوکو : دارلینگ این چه حرفیه ؟
بعد یه بوسه کوتاه رو لب های ا/ت میزاره
ا/ت : مرسی ♡



تماممممم
داستان ما به سر رسید هانما به کیساکی نرسیددددددد 🥳
دیدگاه ها (۷)

پارت دوم شروع ران : اصلا اینجا چیار میکنی ؟ا/ت: ام.........س...

میخوام ترکیبی بزنم از خواهر سانزو با شیپ ران شاید چند پارتی ...

چرا انقدر زود ۲۰ لایک میکنین ؟۸۰ تایی شدیمممم مرسی خوشگلا -د...

Part 14

کرم دارم تو دوتا پارت جدا گذاشتم _دیدار غیر منتظره _ا/ت با ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط