{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

واکسن؟

واکسن؟



-چه جالب
&داداش
-جونم
&حالا این تابلو رو چیکارش کنیم
-میبریم تو پذیرایی و نصبش میکنیم
&واقعا
-اره خوشگلم
&خیلی ممنونم
-نیازی به تشکر نیست پرنسس
&چی
-پرنسس
&(لبخند میزنه)
-چیشد
&تا حالا کسی بهم نگفته بود پرنسس
-جدی
&اره
-پس از الان به بعد قراره زیاد بشنوی
&(لبخند)
-خوب بریم پایین دیگه
&بریم
-قربونت برم من دوست داری چیکار کنی
&داداش میگم شما نمیخواین برین کمپانی
-نه خوشگلم این چند روز کاری نداریم
&چه خوب
-اره این چند روز فقط واسه پرنسس منه
&لبخند میزنه)
-میونگ
&بله
-میشه به سوال ازت بپرسم
&اره حتما
-تو از من میترسیدی؟
&البته که نه
-پس چرا همیشه ازم فاصله میگرفتی؟
&خوب من اصلا نمی‌خواستم نام خواسته باعث بشم ناراحت یا اذیت بشین
-فندوقم این دیگه چه حرفیه تو هیچ وقت این کارو نمیکنی
&نمی‌دونم میترسیدم ازم دلخور بشین و دیگه هیچ وقت باهام حرف نزنید(بغض می‌کنه و سرشو میندازه پایین)
-فدات شم مگه همچین چیزی امکان داره من هیچ وقت این کارو نمیکنم (سرشو میاره بالا)
&واقعا
-بله عزیزم لطفا دیگه هیچ وقت ازم فاصله نگیر من داغون میشم
&چشم قول میدم
-مرسی عسلم (بغلش می‌کنه )
&خوب الان چیکار کنیم
-نمیدونم چطوره یه فیلم ببینیم
&اره خوبه
ویو تهیونگ:
رفتم یه فیلم رندوم گذاشتم دیدم موضوعش در مورد یه دختر بچه ی شیش سال هستش که میخواد واکسن بزنه اولش خواستم ردش کنم اما با خودم گفتم برای آماده شدنش خیلی خوبه پس گذاشتم پخش بشه
-میونگ بدو بیا بغلم
&اومدم(بدو بدو میاد تو بغلش و سرشو می‌زاره رو سینش و فیلمو نگاه می‌کنه)
-وایسا اینم بکشم روت سردت نشه(پتوی نازک رو می‌کشه روش)
&(با دقت فیلمو نگاه می‌کنه)
-دستاشو دور گردنش حلقه می‌کنه و صورتشو میبوسه)
&عه چه زود تموم شد
-فیلم کوتاه بود
&عه
-میونگ
&بله
-نظرت راجب فیلم چی بود
&دختره خیلی گناه داشت خیلی درد کشید واقعا دلم براش سوخت اون فقط شیش سالشه صبر کن ببینم منم شیش سالمه(مثل یه برق زده میپره بالا )
-هی آروم باش عزیزم(دستشو می‌زاره رو شونش)
&داداش این یعنی من منم قراره
-(حرفشو قطع می‌کنه)آروم باش میونگ
&میشه جوابمو بدین
-(تلویزیون رو خاموش می‌کنه و میونگ می‌شوند رو پاهاش)خوشگلم باید یه چیزی بهت بگم
&چی
-قراره پس فردا بریم مرکز بهداشت
&برای چی(ترسیده)
-یه چکاپ کلی و
&و چی
-واکسن
&چی(از بغل تهیونگ در میاد )
-خوشگلم آروم باش بهت قول میدم درد نداشته باشه
&نه نه من نمی‌خوام(گریه)




ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱)

واکسن؟-هی هی آروم باش میونگ میونگم ببینمت(بغلش می‌کنه)&اما م...

واکسن؟ویو میونگ:با احساس سنگینی روی پلکام بلند شدم دیدم دادا...

واکسن؟(صبح)ویو تهیونگ:با پرتو های نوری که از لا به لای پرده ...

واکسن؟-آفرین بیا بغلم &آخه شما اذیت میشین-میونگ داری عصبیم م...

جونگکوکp2سومین:ولی من الان اون چیز مورد علاقم رو بغل کردمجون...

پارت یازدهم با چیزی که دیدم خشکم زد یعنی یونگی با اون دوستهه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط