{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حیف نون تو جاده داشته رانندگی می کرده، یهو می بینه یه کام

حیف نون تو جاده داشته رانندگی می کرده، یهو می بینه یه کامیون داره از روبروش میاد، می زنه رو ترمز می بینه ترمزش نمی گیره. رفیقشو صدا می کنه می گه: کامی کامی پاشو تصادفو ببین
دیدگاه ها (۱)

پسری از سربازی برای پدرش این طور تلگراف زد: من کاظم پول لاز...

حیف نون داشته دعا می کرده، میگفته: خدایا مرا نیامرز… میگن: ب...

حیف نون زبونش تو دستگاه عابر بانک گیر میکنه ، میبرنش بیمارست...

حیف نون واسه ماهیگیری نارنجک میندازه تو رودخونه یه مشت ماهی ...

وقتی لباسشونو میپوشیم🐨 نامجون:چند ثانیه فقط نگات می‌کنه.«این...

داستان دل نشین خودم🥲 یه روزی هانما، از هانماهای شهر، یعنی ا...

سناریو از شخصیت های انیمه جوجوتسو کایسن_ درخواستی

سناریو بلولاک/قفل آبی

رمان یک نیمکت فاصله

**موضوع: وقتی وسط دعوا می‌خواد ببوسدت، ولی تو با تندی ردش می...

سناریو و وانشات توکیو ریونجرز مجازات_یک_ماهه#سناریو─────────...

سناریو بلو لاک / قفل آبی (پارت1)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط