{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی درخون

بازی درخون 🍷🗡
پارت هفتاد🍷🗡


جیغی کشیدم و سری پتو رو جلوی خودم گرفتم
+چرا لباسام‌ روی زمینه !

با پوزخند گفت
_لباساتو عوض کردم..

هیستریک خندیدم
+بیشعوره احمق سو استفاده گر ..‌ عوض کردم چیه؟ تو به...

نزاشت حرفم تموم بشه
اخم وحشتناکی کرد و غرید
_بسه!

متکا رو برداشتم و سمتش پرت کردم و جیغ کشیدم
+نمیخوام بس کنم .. برای چی

باز حرفمو قطع کرد

با دو قدم خودشو بهم رسوند و گفت
_خریدمت؟ اوکی؟

بی رحمانیه حقیقتی رو که داشتم ازش فرار میکردم به روم کوبید .

حالم خوب نبود

دلم به هم می
دوباره گفت
+اگه دلم بخواد میتونم همین حالا یه بچه بدم بهت میدونی دیگه؟

عصبی گفتم
_حق نداری بهم نزدیک میشی

نیشخند زد و دو قدم نزدیکم شد
درست یک قدیمیم وایساد
+خب دیگه چی جوجه؟
دیدگاه ها (۱)

بازی درخون 🍷🗡پارت هفتاد یک🍷🗡دستمو گذاشتم رو قفسه ی سینش حالم...

بازی درخون 🍷🗡پارت هفتاد دو🍷🗡دست روی پیشونیم گذاشت +چرا آنقدر...

بازی درخون 🍷🗡پارت شصت نه🍷🗡با دیدن خواهر بزرگترم بدون قلب ، م...

بازی درخون 🍷🗡پارت شصت هشت🍷🗡کوروش راست می‌گفت شاید به خاطر تر...

spanish girl:۲۰

پارت ³⁵+( چشمام رو باز کردم ساعت ۵ونیم بود و آفتاب داشت طلوع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط