پارت 46: تعجب کرده بودم .من: آجوشی چرا باید به خاطر اینکه
پارت 46: تعجب کرده بودم .من: آجوشی چرا باید به خاطر اینکه ازم محافظت میکنی معذرت خواهی کنی اصلا مگه من کی هستم که بخوام ببخشمت من حتی یه آیدل هم نیستم اگه هم بودم هیچ حقی نداشتم.
آجوشی:خانوم قطعا تفکر شما خیلی عالیه ولی خوب خیلیا مثه شما فکر نمیکنن . بهش لبخند زدم. اون بادیگارد منو تا ماشین همراهی کرد. دوباره عکس گرفتنا شروع شد. داشتم داخل ماشین میشدم که برگشتمو با لبخند و با صدای بلند به بادیگارد گفتم: واسه محافظت ازم ممنوونم.
همه شنیدن و خیلی ازین این حرفم تعجب کردن.
نشستم توی ماشین. کوکی: هعی حواست باشه امروز خیلی دلبری کردی . من: از کی دلبری کردم؟؟از تو ؟؟؟
جونگ کوک چپ چپ نگام کرد.کوکی: نه از همه.
من: منظورت چیه خوب راحت تر بگو. کوکی: فک کنم شریک عشقی هام زیاد شدن تمام خبرنگارا کاملا محوت شده بودن. من: هعی این چه حرفیه واسه چی باید محوم بشن. کوکی: به زودی تبدیل یه الهه ای زیبا در کره میشی.
من: اییش میدونی که همچین چیزیو نمیخوام.
کوکی: هر کی جای تو بود الان غرور و خودخواهی چشاشو کور کرده بود ولی تو برعکسی هر چی میگذره بیش تر حواست هس به همه چی به این که یه وقت به کسی بدی نکنی کسیو ناراحت نکنی واسه همین عاشقتم.
من: این کاری نیس که به خاطرش ستایش بشم. این وظیفه هر انسانیه. خلاصه به محل مصاحبه رسیدیم. قبل از اینکه پیاده شیم گفتم: هعی بچه ها اینبار کنار جونگ کوک نمیشینم میترسم شک کنن کنار وی میشینم باشه؟؟
کوکی: اره کاره درست اینه.
از ماشین پیاده شدیمو به طرف میز و صندلی هایی که گذاشته بودن حرکت کردیم. همین که وارد شدیم فلش زدن دوربینا چشامو درد میورد. روی صندلی اخر نشستم کنار تهیونگ. خبرنگارا از همون اول شروع به سوال کردن از نامجون کردن. نامجون همین طوری پشت سر هم مجبور بود که حرف بزنه. وقتی که قرار شد که با من مصاحبه کنن
اینقد پشت سر هم سوال میشد که نمیفهمیدم یکم که نظم پیدا کرد اولی ازم سوال کرد: خانوم پارک گائول شما به طرز عجیبی مثه آیدل های مشهور لباس میپوشید و آرایش میکنید آیا به زودی قراره که توی فیلم یا سریالی منتظرتون باشیم و یا اینکه در بین خواننده های دختر دیده بشین؟؟
لبخندی زدم و با آرامش جواب دادم: بزارید که جواب سوالتون رو تیکه تیکه بدم. درمورد لباس و میکاپ باید بگم که نمیدونم که چرا ظاهر عادی من اینقد براتون سورپرایز بوده و البته که صورت زیبایی هم ندارم که بخوام بگم حتی فکرشو میکردم مثله یه آیدل به نظر بیام و این همش از لطف شما نسبت به من هست. و چیزی که لازم میدونم که اینجا راجبش صحبت کنم اینکه اصلا نمیدونم چرا باید توی فیلمی بازی کنم چون که من کاملا با ظاهر هر روزم حاضر شدم ولی امروز به چشم اومدم . چون که لزوما یه آرایشگری که حالا به لطف اطرافیانش کارش خوبه یه بازیگر خوب نمیشه هر کسی توی یه زمینه استعداد داره ولی درمورد خوانندگی باید بگم که ممکنه یه اتفاقایی بیوفته من خیلی وقت پیش توی تست جی وای پی شرکت کردم و حس کردم توی یه پارتی بازی مسخره اسیر شدم.
خبرنگار دوم با لبخند گفت: از جواب مصمم شما همه شوکه شدن. حالا اگه ممکنه به این سوالم جواب بدید .امروز وقتی که از ماشین پیاده میشدید شایعه شده که از بادیگاردتون با صدای بلند تشکر کردید این شایعه راسته؟؟
با تعجب و لحن خنده گفتم: شایعه؟فک نمیکردن که اینم چیزی باشه که ازش شایعه درست کنن . ولی بله من ازشون تشکر کردم و باید هم میکردم. یه انسان به هر درجه ای از پست و مقام برسه باز هم یک انسانه و این یک حقیقته. ولی متاسفانه پذیرفته نمیشه. توی این دنیا همه ما انسانیم پس هیچ کس بر دیگری بالا تر نیس .همه ما در قبال چیزی که از اطرافیانمون دریافت میکنیم تشکر میکنیم ایا حفاظت یک بادیگارد از من لایق یه تشکر نبود؟؟ و این که توی زندگیم به این رسیدم تشکر کردن و عذرخواهی کردن هرگز از شخصیت یک انسان کم که نمیکنه هیچ بلکه اضافه میکنه. مصاحبه که تموم شد . بلند شدیم و خواستیم بریم اخرش یه تعظیم هم کردم که حرفامو کامل کنم.
به سمت ون رفتیم. سوار ماشین که شدیم یهو همه قیام کردن. جیهوپ: هعی دختررررر چه طور تونستی اینقد عالی باشیییی. قشنگ کف کرده بووودن.
جین: هوووف دهنشون باز مونده بووود اینکه اولین بارت بود مصاحبه میکنی همه چیو جالب تر میکنه.
من: اوووو سونبه واقعا من چنین چیزی حس نکردم.
کوکی: در برابرت احساس ضعف میکنم تو محشری گائول محشر..... من: این حرفو نزن از تو بهتر مگه هست.
یهو ساجانیم زنگ زد بدون معطلی جواب دادم.
من: بله ساجانیم. ساجانیم: هعی دختر بهترین مصاحبه ای بود که تاحالا دیده بودم عالییی بوووودی.
من: خ..خ..خیلی ممنووون . ساجانیم: خووب از فردا باید حواست به روزنامه ها باشه ازت ممنونم واسه این مصاحبه فعلا. من: ممنوون .متعجب تو چشای جونگ کوک نگاه کردم.
من: جونگ کوک کا
آجوشی:خانوم قطعا تفکر شما خیلی عالیه ولی خوب خیلیا مثه شما فکر نمیکنن . بهش لبخند زدم. اون بادیگارد منو تا ماشین همراهی کرد. دوباره عکس گرفتنا شروع شد. داشتم داخل ماشین میشدم که برگشتمو با لبخند و با صدای بلند به بادیگارد گفتم: واسه محافظت ازم ممنوونم.
همه شنیدن و خیلی ازین این حرفم تعجب کردن.
نشستم توی ماشین. کوکی: هعی حواست باشه امروز خیلی دلبری کردی . من: از کی دلبری کردم؟؟از تو ؟؟؟
جونگ کوک چپ چپ نگام کرد.کوکی: نه از همه.
من: منظورت چیه خوب راحت تر بگو. کوکی: فک کنم شریک عشقی هام زیاد شدن تمام خبرنگارا کاملا محوت شده بودن. من: هعی این چه حرفیه واسه چی باید محوم بشن. کوکی: به زودی تبدیل یه الهه ای زیبا در کره میشی.
من: اییش میدونی که همچین چیزیو نمیخوام.
کوکی: هر کی جای تو بود الان غرور و خودخواهی چشاشو کور کرده بود ولی تو برعکسی هر چی میگذره بیش تر حواست هس به همه چی به این که یه وقت به کسی بدی نکنی کسیو ناراحت نکنی واسه همین عاشقتم.
من: این کاری نیس که به خاطرش ستایش بشم. این وظیفه هر انسانیه. خلاصه به محل مصاحبه رسیدیم. قبل از اینکه پیاده شیم گفتم: هعی بچه ها اینبار کنار جونگ کوک نمیشینم میترسم شک کنن کنار وی میشینم باشه؟؟
کوکی: اره کاره درست اینه.
از ماشین پیاده شدیمو به طرف میز و صندلی هایی که گذاشته بودن حرکت کردیم. همین که وارد شدیم فلش زدن دوربینا چشامو درد میورد. روی صندلی اخر نشستم کنار تهیونگ. خبرنگارا از همون اول شروع به سوال کردن از نامجون کردن. نامجون همین طوری پشت سر هم مجبور بود که حرف بزنه. وقتی که قرار شد که با من مصاحبه کنن
اینقد پشت سر هم سوال میشد که نمیفهمیدم یکم که نظم پیدا کرد اولی ازم سوال کرد: خانوم پارک گائول شما به طرز عجیبی مثه آیدل های مشهور لباس میپوشید و آرایش میکنید آیا به زودی قراره که توی فیلم یا سریالی منتظرتون باشیم و یا اینکه در بین خواننده های دختر دیده بشین؟؟
لبخندی زدم و با آرامش جواب دادم: بزارید که جواب سوالتون رو تیکه تیکه بدم. درمورد لباس و میکاپ باید بگم که نمیدونم که چرا ظاهر عادی من اینقد براتون سورپرایز بوده و البته که صورت زیبایی هم ندارم که بخوام بگم حتی فکرشو میکردم مثله یه آیدل به نظر بیام و این همش از لطف شما نسبت به من هست. و چیزی که لازم میدونم که اینجا راجبش صحبت کنم اینکه اصلا نمیدونم چرا باید توی فیلمی بازی کنم چون که من کاملا با ظاهر هر روزم حاضر شدم ولی امروز به چشم اومدم . چون که لزوما یه آرایشگری که حالا به لطف اطرافیانش کارش خوبه یه بازیگر خوب نمیشه هر کسی توی یه زمینه استعداد داره ولی درمورد خوانندگی باید بگم که ممکنه یه اتفاقایی بیوفته من خیلی وقت پیش توی تست جی وای پی شرکت کردم و حس کردم توی یه پارتی بازی مسخره اسیر شدم.
خبرنگار دوم با لبخند گفت: از جواب مصمم شما همه شوکه شدن. حالا اگه ممکنه به این سوالم جواب بدید .امروز وقتی که از ماشین پیاده میشدید شایعه شده که از بادیگاردتون با صدای بلند تشکر کردید این شایعه راسته؟؟
با تعجب و لحن خنده گفتم: شایعه؟فک نمیکردن که اینم چیزی باشه که ازش شایعه درست کنن . ولی بله من ازشون تشکر کردم و باید هم میکردم. یه انسان به هر درجه ای از پست و مقام برسه باز هم یک انسانه و این یک حقیقته. ولی متاسفانه پذیرفته نمیشه. توی این دنیا همه ما انسانیم پس هیچ کس بر دیگری بالا تر نیس .همه ما در قبال چیزی که از اطرافیانمون دریافت میکنیم تشکر میکنیم ایا حفاظت یک بادیگارد از من لایق یه تشکر نبود؟؟ و این که توی زندگیم به این رسیدم تشکر کردن و عذرخواهی کردن هرگز از شخصیت یک انسان کم که نمیکنه هیچ بلکه اضافه میکنه. مصاحبه که تموم شد . بلند شدیم و خواستیم بریم اخرش یه تعظیم هم کردم که حرفامو کامل کنم.
به سمت ون رفتیم. سوار ماشین که شدیم یهو همه قیام کردن. جیهوپ: هعی دختررررر چه طور تونستی اینقد عالی باشیییی. قشنگ کف کرده بووودن.
جین: هوووف دهنشون باز مونده بووود اینکه اولین بارت بود مصاحبه میکنی همه چیو جالب تر میکنه.
من: اوووو سونبه واقعا من چنین چیزی حس نکردم.
کوکی: در برابرت احساس ضعف میکنم تو محشری گائول محشر..... من: این حرفو نزن از تو بهتر مگه هست.
یهو ساجانیم زنگ زد بدون معطلی جواب دادم.
من: بله ساجانیم. ساجانیم: هعی دختر بهترین مصاحبه ای بود که تاحالا دیده بودم عالییی بوووودی.
من: خ..خ..خیلی ممنووون . ساجانیم: خووب از فردا باید حواست به روزنامه ها باشه ازت ممنونم واسه این مصاحبه فعلا. من: ممنوون .متعجب تو چشای جونگ کوک نگاه کردم.
من: جونگ کوک کا
- ۳۸.۷k
- ۱۳ مرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۳۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط