{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر سنگ غبطه خورده است بر من ازین صبوری

هر سنگ غبطه خورده است بر من ازین صبوری
با هر نگاه و حسرت،با هر دریغ و دوری

فرهاد کوه می کند،مجنون به دشت می زد
من در خودم شکستم،من با دلی بلوری

آری حیاتم از توست خورشید جاودانم
از من اگرچه دوری هفتاد سال نوری

آتش گرفتم از عشق شاید که تو بخندی
دور تنم بچرخی یک چارشنبه سوری

تا زردی من از تو،تا سرخی تو از من
تا تن رها کنم از این عشق های صوری

تا تن رها کنم از این شعرهای مشقی
شاعر بمانم از تو،از من اگرچه دوری...
دیدگاه ها (۱)

مش اصغر توی چادر دیدنی شد................پی قاشق زنی شدکه با...

مش اصغر توی چادر دیدنی شد................پی قاشق زنی شدکه با...

شعر طنز چهارشنبه سوری

@Ghazalkhanee کجای سینه‌ام پنهان کنم اندوهِ دوری را که می‌خو...

مصطفی هیأتی

می‌خواستم بلد باشم تو را بخندانم،و بلد باشم وقتی غصه داری قا...

سیروس عبدی شاعر دهلرانی

پوران کاوه

یزدان سرگزی شاعر زابلی

اختلاف قدی مدنظرم : 💕🥲#بامداد_خمار #ترلان_پروانه #دانیال_پور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط