فیک عشق ساکت من پارت اول
فیک عشق ساکت من پارت اول:
ویو هانول:
تو کافه بودم که یه پسره اومد پیشم نشست چون ماسک زده بود قیافش خیلی معلوم نبود
ازش پرسیدم تو کی هستی؟
پسره: اولین روز دانشگاهت دیر نشه بیدار شو!
سریع از خواب پریدم دیدم ساعت گوشیم داره زنگ میخوره
وای خدااا دیرم شدددد
سریع موهام رو صاف کردم، لباس فرم جدیدمو پوشیدم، یکم میکاپ کردم، کیفمو چیدم و رفتم سمت دانشگاه
فلش به وقتی رسید:
داشتم توی دانشگاه راه میرفتم و دنبال کلاسم میگشتم اما پیداش نمیکردم
دیدم سه تا دختر دارن راه میرن سریع دویدم سمتشون و گفتم کلاس..... کجاست
وونیونگ: دنشحوی تازه واریدی مگه نه؟
هانول: اره
ونیونگ خندید و شروع کردن با اکیپشون قلدری کردن بهم
که یهو....
ادامه دارد
ویو هانول:
تو کافه بودم که یه پسره اومد پیشم نشست چون ماسک زده بود قیافش خیلی معلوم نبود
ازش پرسیدم تو کی هستی؟
پسره: اولین روز دانشگاهت دیر نشه بیدار شو!
سریع از خواب پریدم دیدم ساعت گوشیم داره زنگ میخوره
وای خدااا دیرم شدددد
سریع موهام رو صاف کردم، لباس فرم جدیدمو پوشیدم، یکم میکاپ کردم، کیفمو چیدم و رفتم سمت دانشگاه
فلش به وقتی رسید:
داشتم توی دانشگاه راه میرفتم و دنبال کلاسم میگشتم اما پیداش نمیکردم
دیدم سه تا دختر دارن راه میرن سریع دویدم سمتشون و گفتم کلاس..... کجاست
وونیونگ: دنشحوی تازه واریدی مگه نه؟
هانول: اره
ونیونگ خندید و شروع کردن با اکیپشون قلدری کردن بهم
که یهو....
ادامه دارد
- ۱.۱k
- ۰۵ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط