{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ی

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️
𝐏𝐚𝐫𝐭𝟗

با تموم وجودش جیغ میزنه حس میکنه دیوارا دارن نزدیکش میشن و یکی میخواد به اون صدمه بزنه اونقدر جیغ میزنه که بیهو.ش میشه
//صبح//
جونگ کوک اومده خونه ا.ت اینا
&خب خب ارائه بدین
هم سوهو هم جونگ کوک یه سری مدارک روی میز میزارن
&نینزتزتزتبازاایازایتیتاا(داره میخونه)
&اووهه جئون چیزای زیادی با خودت آوردی دختره ما.ل خودت
-هه خوبه اتاقش کجاست
&اتاقش که بالاست ولی خودش توی انباریه
-چییی زر زدی؟؟؟
پدر ا.ت خیلی ریلکس به جونگ کوک خیره میشه و میگه
&تنبی.هش بود البته فک کنم از ترس الان بیهو.ش شده
-لعنتیی کدوم گوریه انباری
بیرونه تو حیاطه
جونگ کوک میدوعه و به انباری میرسه و با پا درو باز میکنه
-ا.تتتتت؟
برقو از بیرون روشن میکنه و باجسم کوچک و جمع شده پر از درد ا.ت رو به رو میشه
-ا.ت؟
به سمت ا.ت میره و اونو تو بغلش میگیره ا.ت از ترس بیهو.ش شده بود
سرش ز.خم بود صورتش پر و کبو.دی و کنار لب.ش پا.ره
جونگ کوک دستشو روی ز.خم بغل لب ا.ت میکشه
-خانوم کوچولوم؟چشمای قشنگتو باز کن(بغض)
+جو..جونگ کوک
-جانم فداتشم
ویو ا.ت
سرم از درد داشت میترکید
چیزی یادم نمیومد سعی کردم چشمامو باز کنم ولی خیلی سنگین بودن
-خانوم کوچولوم؟چشمای قشنگتو باز کن(بغض)
جونگ کوکه؟
سعی کردم اسمشو صدا کنم
+جو..جونگ کوک
-جانم
+جونگ کوک
-سعی کن چشماتو باز کنی خانوم کوچولو
تموم زورمو میزنم و چشمامو باز میکنم همه چیز برام تاره چند بار پلک میزنم و میتونم چشمای اشکی جونگ کوکو ببینم
+چرا گریه میکنی
-گریه؟
جونگ کوک دست میکشه به صورتشو تازه متوجه ریختن اشکاش میشه
+جونگ کوک میشه منو ببری اتاقم
-بله خانوم کوچولوم
جونگ کوک دستشو میندازه زیر پای ا.ت و اونو بلند میکنه و به داخل خونه میره و ا.ت رو به سمت اتاقش میبره
ویو جونگ کوک
دخترکوچولو منو ز.خمی میکنی؟ خانوم کوچولوی منو اذ.یت میکنی ببین چیکارت کنم پارک بلایی سرت میارم که تا اخر عمرت مجبور بشی به پای ا.ت بیفتی
ا.ت میره حموم و جونگ کوک میره پایین
&چیشده ازش خوشت نیومده قیافت عصبیه
-.....
&عاحح این دختر به هیچ درد نمیخوره زشت و لوس و مایه دردس.......
حرفش با خوردن مش.تی توی دهنش نصفه میمونه(وایی دلم خنک شد)
-راجبب زن من درست صحبت کن پارکک اون دیگه دختر تو پارک ا.ت نیستتت اون الان جئون ا.تهه زن پسر ارشد خانواده جئوننن هااا فهمیدییی؟ یا یجوری دیگه حالیت کنم؟؟؟(تقتیتیتطت)
&هه باشه واسه خودت
جونگ کوک عصبی یقه پارک عوضی رو میگیره و میخواد دوباره مش.تی حوالش کنخ که صدایی مانع میشه
+جونگ کوک
جونگ کوک به سمت ا.ت برمیگرده
-جانم خانوم کوچولو
+بابامو اذیت نکن(عنتتتررر بابا؟؟؟)
-چیی؟
+همش تقصیر منه من خیلی دختر بدیم
ا.ت دوباره گریه کردنو شروع میکنه که کوک پارکو ول میکنه و به سمت ا.ت میره و بغلش میکنه (دوستان ا.ت با حو.له هستش😂)
-هیچی تقصیر تو نیست تو همیشه دختر خوبی بودی بابات بی لیا.قته حالا برو وسایلتو جمع کن که بریم
+باشه(با دماغی گرفته)
ا.ت به سمت اتاقش میره که لباساشو جمع کنه درو باز میزاره و لباساشو پایین میاره میخواد چمدونشو ور داره که دستش نمیرسه هی سعی میکنه که در اتاقش بسته میشه با خودش میگه حتما جونگ کوکه
+جونگ کوک میشه یه لحظه بیای دستم به چمدون نمیرسه
اما جوابی نمیگیره
+پدر شمایی؟
بر میگرده و با سوهو رو به رو میشه
+اینجا چیکار داری (ترسیده)
درو قفل میکنه و به سمت ا.ت میره
#میخوام یه کا.ری کنم برای همیشه ما.ل من بشی
سمت ا.ت میره و حو.لشو از تنش میکشه......
"ادامه دارد"
دیدگاه ها (۱۱)

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏𝟎_سمت ا.ت میرع و حو. لشو از تنش م...

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏𝟏_ا.ت و جونگ کوک به سمت پایین میر...

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖 _جونگ کوک عربده میزنه-چههه غلطی ...

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️𝐩𝐚𝐫𝐭𝟕_-اجازه دارم؟؟که..+کهه؟-ببو.سمت+چ...

#p۴:اسم فیک:بوسه ای برای شروع دوبارهپدر ا/ت: سلام ، پسرم منو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط