{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ی

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️
𝐩𝐚𝐫𝐭𝟕
_
-اجازه دارم؟؟که..
+کهه؟
-ببو.سمت
+چیییی ن....
که ادامه حرفش با قرار گرفتن ل.ب جونگ کوک رو لب.ش نصفه میمونه(عرررررررررررررر)
ا.ت با چشمای درشت به جونگ کوک خیره شده به خودش میاد و جونگ کوکو هول میده(چراااا عنترررر)
+چیکار میکنییییی
-ها .. هیچی
+الان منو بو.سیدی؟؟؟؟
-اره
+بدون اجا....
جونگ کوک دوباره کارشو تکرار میکنه کههه در باز میشه و تهیونگ با دو جسم در حال ک.یس رفتن رو به
رو میشه هر دوشون بر میگردن و به تهیونگ خیره میشن
-تهیونگ..اممم چیزه
^ع..ا.ی... اوم.. ببخشید خدافظ
درو میبنده میره
+وای بدبخت شدم
-نه اون چیزی نمیگه به کسی
+میشه بریم پایین
-اره بریم
+من اول میرم بعد تو بیا
-اکی
ا.ت ماسکشو میزنه و بیرون میره که توی راهرو با الکساندر رو به رو (الکساندر#)
#به به کایلا
+عه سلام
#خوبی؟
+عا اره
#تو اتاق پسر کیم چیکار میکردی
+هیچکار
در همین لحظه جونگ کوک از در خارج میشه(ریدی داداش ریدییی)
ا.ت بر میگرده و به سه هون خیره میشه(الکساندر)
قیافه سه هیون هر لحطه بیشتر تو هم میره
#با نامزد من تواتاق چیکار میکردی
-نامزد تو؟کایلا از الان نامزد منه
#اما پدرش قولشو به من داده
-فک میکنی اون رتبه ۵ رو انتخاب میکنه یا رتبه اولو؟!
سه هون که میدونه نمیتونه با جونگ کوک مقابله کنه حرصی بهش خیره میشه
که صدایی باعث افتادن رخشه تو تن ا.ت میشه اون کسی نیست جز پدر ا.ت
&کایلا
+جانم پدر؟(ترسیده)
پدر ا‌ت کم کم نزدیکش میشه دستشو بالا میبره و محکم توی گوش ا.ت میزنه جوری که ا.ت روی زمین میفته جونگ کوک با تمام وجودش به سمت ا.ت میدوعه و از رو زمین بلندش میکنه و بغلش میکنه و ا.ت توی بغلش میزنه زیر گریه و هق هق میکنه
جونگ کوک عربده میزنه
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱۷)

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖 _جونگ کوک عربده میزنه-چههه غلطی ...

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️𝐏𝐚𝐫𝐭𝟗با تموم وجودش جیغ میزنه حس میکنه ...

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️𝐏𝐚𝐫𝐭𝟔 _جونگ کوک دست ا.ت رو میگیره وبه ...

سلامم چطوریننگفته بودین بیوگرافی بدم از خودم تقدیم به شمااا❤...

سلام سیسی ها میخوام فیک بنویسم

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏𝟎_سمت ا.ت میرع و حو. لشو از تنش م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط