Name My many years of lov
Name: My many years of lov
Part:⑧
☆شما ها نمیاین
♡من اومدم(پرید داخل استخر)
☆نیونگ وایسا گوشیمو بیارم باهم عکس بگیریم
-یاااااا نمیشه
♡☆به تو چه
-خواهر من دلم نمیخواد
♡به تو ربطی نداره
-نیونگ(چشم غره)
ویو کوک
با نیونگ داشتم بحث میکردم که نیونگ از استخر رفت بیرون و روی تخت کنار استخری که از پشت یکی هولم داد و افتادم داخل استخر مه دیدم خودشم اومد داخل استخر من پاین استخر بود اونم خودشو بهم رسوند دیدم میونگ بود اومد دور گردنم گرفت ولی انگار فقط یه هشدار بود چون کامل خفم نکرد و رفت بالا ی آب منم رفتم بالا و گفت
(بچه ها اون تخته نه یک تخت مخصوصه استخره مه کنار استخر با چطر هست)
بچه ها کوک بالا تنش لخته و فقط شرت پاشه*
-اون تهدید بود
☆هه میشه گفت(پوزخند)
-خودت بازی رو شروع کردی جئون میونگ(چشمای ترسناک عصبی با پوزخند عصبی)
☆من کوکی میشناسم آزارش به مورچه هم نمیرسه (چشم های بی حوصله گفت)
-خودت میبینی (رز آب میره بیرون)
☆خب میونگ بیا داخل استخر تا منم مونوپاد و با گوشیم بیارم داخل اتاقمه
♡باشه
ویو میونگ
حولمو دورم کردم رفتم داخل ولی سالون خالی بود بی خیال شدم از پله ها رفتم بالا داخل راهرو داشتم میرفتم که یکی دستمو گرفت و کشید به دیوار راهرو چسبوندم بزور داخل تاریکی چهرشو دیدم کوک بود ولی قیافش ترسناک و عصبی بود با قیافش یه جیغ بلند زدم که ولم کرد ولی سریع جلوی دهنمو گرفت قلبم داشت داخل دهنم میومد
-چته جیغ میزنی (بم و کلفت)
☆تو چته مثل جن یهو ظاهر میشی بعد میگی من چمه (نفس نفس زنان از ترس)
-تلافی بود ولی بیشتر میشه(پوزخند)
ویو میونگ
بعد رفتن کوک رفتم داخل اتاقن سریع همه جیز رو برداشتم رفتم بیرون مه نیونگ و تهیونگ داشتن مث چی داخل آب باز میکردن
☆اوپاااااا (اشک تمساح)
~میونگ چی شده(تعجب)
☆ک... ک... و...(اشک تمساح)
~دختر جون به لبم کردی بگو (یک بلند)
☆کوک یهو از حلوم ظاهر شد ترسیدم جونم به لبم رسید(اشک میریزه)
~جررررررر
♡جرررررررر
Part:⑧
☆شما ها نمیاین
♡من اومدم(پرید داخل استخر)
☆نیونگ وایسا گوشیمو بیارم باهم عکس بگیریم
-یاااااا نمیشه
♡☆به تو چه
-خواهر من دلم نمیخواد
♡به تو ربطی نداره
-نیونگ(چشم غره)
ویو کوک
با نیونگ داشتم بحث میکردم که نیونگ از استخر رفت بیرون و روی تخت کنار استخری که از پشت یکی هولم داد و افتادم داخل استخر مه دیدم خودشم اومد داخل استخر من پاین استخر بود اونم خودشو بهم رسوند دیدم میونگ بود اومد دور گردنم گرفت ولی انگار فقط یه هشدار بود چون کامل خفم نکرد و رفت بالا ی آب منم رفتم بالا و گفت
(بچه ها اون تخته نه یک تخت مخصوصه استخره مه کنار استخر با چطر هست)
بچه ها کوک بالا تنش لخته و فقط شرت پاشه*
-اون تهدید بود
☆هه میشه گفت(پوزخند)
-خودت بازی رو شروع کردی جئون میونگ(چشمای ترسناک عصبی با پوزخند عصبی)
☆من کوکی میشناسم آزارش به مورچه هم نمیرسه (چشم های بی حوصله گفت)
-خودت میبینی (رز آب میره بیرون)
☆خب میونگ بیا داخل استخر تا منم مونوپاد و با گوشیم بیارم داخل اتاقمه
♡باشه
ویو میونگ
حولمو دورم کردم رفتم داخل ولی سالون خالی بود بی خیال شدم از پله ها رفتم بالا داخل راهرو داشتم میرفتم که یکی دستمو گرفت و کشید به دیوار راهرو چسبوندم بزور داخل تاریکی چهرشو دیدم کوک بود ولی قیافش ترسناک و عصبی بود با قیافش یه جیغ بلند زدم که ولم کرد ولی سریع جلوی دهنمو گرفت قلبم داشت داخل دهنم میومد
-چته جیغ میزنی (بم و کلفت)
☆تو چته مثل جن یهو ظاهر میشی بعد میگی من چمه (نفس نفس زنان از ترس)
-تلافی بود ولی بیشتر میشه(پوزخند)
ویو میونگ
بعد رفتن کوک رفتم داخل اتاقن سریع همه جیز رو برداشتم رفتم بیرون مه نیونگ و تهیونگ داشتن مث چی داخل آب باز میکردن
☆اوپاااااا (اشک تمساح)
~میونگ چی شده(تعجب)
☆ک... ک... و...(اشک تمساح)
~دختر جون به لبم کردی بگو (یک بلند)
☆کوک یهو از حلوم ظاهر شد ترسیدم جونم به لبم رسید(اشک میریزه)
~جررررررر
♡جرررررررر
- ۵.۵k
- ۱۶ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط