Name My many years of lov
Name: My many years of lov
Part:⑦
-بعد سال ها که میبینمت خب طرفداری کن
~(میخنده)
^دخترم تو خوبی چند ساله ندیدمت
☆بله ممنونم شما خوبید
^من هم خوبم(لبخند)
$دختر چقدر بزرگ شدی خیلیم خوشگل تر شدی
☆ممنونم(لبخند خنده نما)
یه توضیح کوچیک: مامان میونگ با مامان نیونگ کوک خواهرن بابای میونگ و نیونگ.... باهم داداشن
ویو میونگ
بعد احوال پسری رفتیم برای شام
که دیدم آجوما چه کرده
☆آجوما جه کردی همه جا رنگی رنگی شده
آجوما: راز خیلی مهمی داره(لبخند)
☆چه رازی
آجوما: با عشق درست کردنش
☆از دست تو (لبخند خنده نما)
ویو میونگ
بعد چند مین غذا که تموم شد
دلم میخواست برم داخل استخر
رفتم داخل اتاقم و مایو رو پوشیدم حولم رو کردم دورم از پله ها که پایین میرفتم بابام گفت
=دخترم جایی میری
☆میرم استخر
=باشه
♡منم باهات میام
☆باشه بیا اونور یه جایی هست کلی چیزای استخری داره برو بپوش بیا
♡باشه(با بدو رفت)
~-ما هم باهاتون میایم
☆......
ویو میونگ
رفتم بیرون که دیدم نیونگ هم اومد حولم رو دور خودم دراوردم و گزاشتم روی صندلی استخری هم میخواستم بپرم داخل استخر که یه دستی دور شکمم حلقه شد سوالی برگشتم دیدم کوکه
☆چیه (تعجب)
-شنا بلد نیستی غرق میشی
☆من بلدم ولم کن
-باشه
ویو کوک
داشتم میومدم که دیدم میونگ میخواد بپره داخل استخر کرمم فوران کرد و دستمو دور کمرش حلقه کردم بعد حرفش(همون حرفا)ولش کردم که افتاد داخل استخر
ویو میونگ
فمر نمیکردم ولم کنه که بیفتم وقتی افتادم تعجبکرده بودم بعد به خودم اومدم و رفتم بالای آب
☆شما ها نمیاین
♡من اومدم(پرید داخل استخر)
Part:⑦
-بعد سال ها که میبینمت خب طرفداری کن
~(میخنده)
^دخترم تو خوبی چند ساله ندیدمت
☆بله ممنونم شما خوبید
^من هم خوبم(لبخند)
$دختر چقدر بزرگ شدی خیلیم خوشگل تر شدی
☆ممنونم(لبخند خنده نما)
یه توضیح کوچیک: مامان میونگ با مامان نیونگ کوک خواهرن بابای میونگ و نیونگ.... باهم داداشن
ویو میونگ
بعد احوال پسری رفتیم برای شام
که دیدم آجوما چه کرده
☆آجوما جه کردی همه جا رنگی رنگی شده
آجوما: راز خیلی مهمی داره(لبخند)
☆چه رازی
آجوما: با عشق درست کردنش
☆از دست تو (لبخند خنده نما)
ویو میونگ
بعد چند مین غذا که تموم شد
دلم میخواست برم داخل استخر
رفتم داخل اتاقم و مایو رو پوشیدم حولم رو کردم دورم از پله ها که پایین میرفتم بابام گفت
=دخترم جایی میری
☆میرم استخر
=باشه
♡منم باهات میام
☆باشه بیا اونور یه جایی هست کلی چیزای استخری داره برو بپوش بیا
♡باشه(با بدو رفت)
~-ما هم باهاتون میایم
☆......
ویو میونگ
رفتم بیرون که دیدم نیونگ هم اومد حولم رو دور خودم دراوردم و گزاشتم روی صندلی استخری هم میخواستم بپرم داخل استخر که یه دستی دور شکمم حلقه شد سوالی برگشتم دیدم کوکه
☆چیه (تعجب)
-شنا بلد نیستی غرق میشی
☆من بلدم ولم کن
-باشه
ویو کوک
داشتم میومدم که دیدم میونگ میخواد بپره داخل استخر کرمم فوران کرد و دستمو دور کمرش حلقه کردم بعد حرفش(همون حرفا)ولش کردم که افتاد داخل استخر
ویو میونگ
فمر نمیکردم ولم کنه که بیفتم وقتی افتادم تعجبکرده بودم بعد به خودم اومدم و رفتم بالای آب
☆شما ها نمیاین
♡من اومدم(پرید داخل استخر)
- ۴.۹k
- ۱۶ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط