{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

PART

#PART : 39
#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e
عـشـقِ تَـرسـنـٰاک
✦...............................
باور کردن حرفاش سخت بود ولی قانع کننده..
مایک:بعدا در این مورد حرف میزنیم مهم نیست بهم اعتماد میکنید یانه ولی میخوام از دست این بازی نجاتتون بدم
جونگکوک:اونوقت چطوری؟
مایک خندید و به سمت جونگکوک رفت..
کنارش ایستاد دستشو دور گردن جونگکوک گذاشت و گفت
مایک:آخی هنوز ازم اعصبانی هستی..
جونگکوک خودشو ازش جداکرد و یکی زد پس کلش
به هانول نگاهی کرد و روبه مایک گفت
جونگکوک:نه پسرم اعصبانی نیستم یادگرفتم عروسک هامو به نیازمندا بدم
مایک عصبی خندید و گفت
مایک:اوه هنوزم عروسک بازی میکنی...خب پس اون یکی عروسک جدیدتم بهم میدی؟
جونگکوک مشتی مهمون صورتش کرد که خون از گوشه لبـش چکید
جونگکوک:حتی اگه اسمشو با زبون کـثـیفت بیاری خودم خـفت میکنم
مایک بلند شد اما قبل اینکه کاری کنه صدایی اومد
❗: رائ ثبت نشد
❗: دو دقیقه تا پایان رائ گیری
👨🏻‍💼:سریع به یکی رائ بدید زودباشیدد وگرنه هممون میمیریم
دایون:اخه به کی رائ بدیم
❗: 👨🏻‍💼 به کیم لارا رائ داد
❗: مین سویون به کیم لارا رائ داد
❗: چا اون وو به کیم لارا رائ داد
تهیونگ:چیکار میکنید احمقا از جونتون سیر شدید؟
❗: جئون جونگ کوک به 👨🏻‍💼 رائ داد
❗: کیم تهیونگ به 👨🏻‍💼 رائ داد
❗: کیم نامجون به 👨🏻‍💼 رائ داد
❗: جئون هانول به کیم لارا رائ داد
❗: کیم نلا به کیم لارا رائ داد
❗: جانگ هوسوک به 👨🏻‍💼 رائ داد
❗: کیم هانا به کیم لارا رائ داد
❗: الکس واتسون به کیم لارا رائ داد
❗: پایان رائ گیری کیم لارا با رائ اکثریت از بازی حذف میشود .
بلاخره نوبت به من رسید...چشم هامو بستم و منتظر مرگ شدم..به همین راحتی با یه گلوله خیلی هارو خوشحال میکنم صدردصد اولیش جکه با مردن من شاید دست از سر تهیونگ برداره
متوجه شدم تهیونگ گوشیش رو در اورد و خواست که نجاتم بده..نباید اگه این کارو میکرد قطعا مافیا ها میفهمیدن که دکتره و برای راحتی از شهروندها که بعد مرگ دکتر کسی نیست اونارو نجات بده و به راحتی از شهروندها خلاص میشدن گوشی رو از دستش گرفتم یهو با تعجب نگام کرد
لارا:لطفا..این کارو نکن
تهیونگ اشک هاشو با گوشه استینش پاک کرد و گفت
تهیونگ:دیوونه شدی؟هیچ وقت نمیبخشمت اگه اون گوشی رو بهم ندی.
نه نمیتونستم بزارم که جونش بخاطر من توی خطر بیوفته
عقب رفتم و گفتم
لارا:فقط سالم از اینجا برگرد.. یکی از پشت گوشی رو گرفت برگرشتم جونگکوک رو دیدم..دیوونه شده؟اخه تو چیکاره ای
لارا:پسش بده
سریع بدون فکر رائ داد
❗: دکتر از قدرتش برای نجات کیم لارا استفاده کرد
❗: پایان رائ گیری
از خشم یقه جونگکوک رو گرفتم و داد زدم
لارا:چه غلطییی کردی عـوضـی میدونی با این کارت جون تهیونگ رو تو خطر انداختیی؟
تهیونگ داد زد
تهیونگ:چرا نمیفهمی جون تو از جون خودم برام مهم تره
جونگکوک دستمو با خشـونت پس زد و عقب رفت
حالا دیگه همه میدونستن تهیونگ دکتره این کار مافیا هارو راحت تر میکرد...
صدایی توی گوشم پیچید مثل صدای صوت گوش هامو گرفتم که سرم تیر کشید و بی حس روی زمین افتادم تهیونگ و جونهی سریع اومدن بالای سرم مدام حالم رو میپرسیدن ولی جوابی ندادم صدا که قطع شد اروم بلند شدم به بچه ها نگاهی کردم که همه با تعجب بهم زل زده بودن
ازشون فاصله گرفتم و به سمت پله ها رفتم که تهیونگ داد زد
تهیونگ:معلوم هست چیکار میکنی
لارا:کاری که باید میکردم هدف مشخصه حتی اگه الان نمیرم بعدا میمیرم بخاطر من توی دردسر افتادی شرمندتم.
تهیونگ سریع دوئد سمتم که سرعت من بیشتر بود و به طبقه بالا رسیدم داد زدم
لارا:جلو نیا قسم میخورم..خودمو پرت میکنم پایین
صدای جیغ و داد های همه بالا رفت بعضی ها پوزخند و بعضی ها جیغو گریه و بعضی ها هم بی تفاوت توجهی نکردم ارتفاع زیادی بود قطعا اگه خودم رو پرت میکردم درجا میمردم به تهیونگ که روی پله ها بود نگاه کردم پیشونیش خیس عرق بود و با نگرانی نگاهم میکرد
لارا:ازتون میخوام که سالم برگردید.
صداهایی به گوشم میرسید مثل
مایک:جرعتشو نداری.
جونهی:این کارو نکن مرگ من
نیلی:لارا...
لبخند تلخی زدم و چشم هامو بستم..خودم رو رها کردم
دیدگاه ها (۲)

#P𝗔R𝗧 : 40〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰاک✦.............

#P𝗔R𝗧 : 41〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰاک✦.............

#P𝗔R𝗧 : 38〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰاک✦.............

#P𝗔R𝗧 : 37〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰاک✦.............

#P𝗔R𝗧 : 28 〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰاک✦............

#P𝗔R𝗧 : 19〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰاک✦.............

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط