{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب آمد و دوباره کنارم ندارمت

شب آمد و دوباره کنارم ندارمت
آخر چگونه باز به خوابم بیارمت؟
امشب تمام بالش من خیس می‌شود
باید دوباره تا خودِ فردا ببارمت
زانوی غم دوباره در آغوش می‌کشم
گویا تویی که در بغلم می‌فشارمت
دیدگاه ها (۲۴)

جا مانده ام با خاطراتت روی این گوشی..گاهی خدا باید دهد قدری ...

پدرم لبخندی است در چار چوب قاب .    پدرم خوابی شیرین است که ...

کــاروان زنـدگـانـی میــرود ، امّـا هَــنوزما سر یک قصّه ا...

از گِره های بیشمارزندگی گله نکنآن بافنده ی آفرینندهمی داند ح...

Part:16. #ریاست.عشق£ بهشون شک وارد ش...

ستاره دنباله دار پارت:۱۵

part25 عشق پنهان《ویوی ات》رفتم نشستم سر میز چند دقیقه بعد جون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط