{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تراوش سیاه نگاهش

تراوش سیاه نگاهش
با زمزمه‌ی سبز علف ها آمیخت.
و ناگاه
از آتش لب هایش
جرقه‌ی لبخندی پرید!
در ته چشمانش ، تپه‌ی شب
فرو ریخت .
و من،
در شکوه تماشا،
فراموشی صدا بودم...


#سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۷)

انا و حبیبیصوتانِ فی شفةٍ واحدهمن و معشوقمدو صداییم در یک ده...

سنگ هاهم حرفهایی می‌زنندگوش کنخاموش‌ها گویاترند...!#فریدون_م...

چنانت دوست می‌دارمکه گر روزی فراق افتدتو صبر از من توانی کرد...

صائب ز خوشی‌هاکه در این عالم فانی استماییم و همین لذت دیدارو...

(سایه های خونی) part ۱۴/دانای کل ___مردی جلوی دیدش را گرفت ب...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 166✦..........................

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁹³. .𝕽𝖊𝖉 𝕬𝖑𝖆𝖗𝖒. ፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨ یوجین چشم‌غره‌ای رفت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط