{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادم میاد اوایل نامزدی خانومم شبا زنگ میزد دلنوشته هاشو

یادم میاد اوایل نامزدی ، خانومم شبا زنگ میزد دلنوشته هاشو برام میخوند، منم از خنده بالشمو گاز میگرفتم، تهش هم میگفتم عزیزم بغض دارم نمیتونم حرف بزنم قطع میکردم 😅 😅 😂 😂 😂 😂
دیدگاه ها (۵)

جمعی از خوبان عرصه هنر و خلاقیت 😂 👌 

یعنی میشه منتخب بشم+محاله

آثار کتک خوردن بچه هاتو کشورهای پیشرفته:افسردگی😞 ناراحتی😣 تا...

خانومش رو سنگ قبرش نوشته:اینجا همسرم تام دراز کشیده.حداقل دی...

این پارت گزارش شده بود برای پیدا کردن پارت یک و سه یذره برید...

اسم فیک: اون واسه منp49تهجون: تو حق نداری همچین حرفی بزنی......

Wedding night

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط