{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧
𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏
𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟗𝟕


همون لحظه در اتاق باز شد..
همه اون پسرا خیلی سریع ورا رو پشت سرشون قایم کردن..
حتی چول‌هو هم از رو ورا بلند شد و جلوی تخت ایستاد تا ورا زیاد جلوی دید نباشه..
اون پسری که باکسرش کمی پایین بود، باکسرشو بالا کشید تا بیشتر توی دید نباشه..



در باز شد و یکی اومد داخل..
دستاش تو جیباش بود..
با عصبانیت درو بست و برگشت سمتشون..
صدای داد های این عو*ضی ها زیادی اذیتش میکرد..




ـ چتونه؟!!
نصف شبی مدرسه رو گذاشتین روی سرتون با این صداها..





چول هو با عصبانیت کمی جلو اومد ولی هنوز ورا کاملا روی تخت بی هوش و حتی توان تکون خوردن نداشت..




چول‌هو: این به تو هیچ ربطی نداره جونگ‌کوک!




جونگ‌کوک ؟!
شنیدن این اسم از دهن این حرو*/مزاده..؟!!!
هه..
با چه جرعتی اسمشو به زبون آورد ؟




جونگ‌کوک یه پوزخندی زد و چند قدم آروم و کوچک به طرف اونا برداشت..

(دیگه شما تصور کنین که اتاق چجوریه..🙄)


جونگ‌کوک: من فقط یه سوال پرسیدم..
الان ساعت ۳ نصف شبه و این سر و صداها نمی‌زاره بخوابم..



لحن صداش آروم بود..
که به جای آرامش بیشتر لرز به تن مینداخت..



چول‌هو به چهره اون پسری که باعث شده بود ورا بیشتر جیغ بزنه چپ‌چپ نگاه کرد بعد روبه جونگ‌کوک گفت:



چول‌هو: چیزی نبود فقط اشتباهی دستم خورد صندلی افتاد روی زمین..




جونگ‌کوک: ولی صدای جیغ یه دختر شنیدم..




جونگ‌کوک کمی اتاق رو گشت وقتی چیزی بجز چند تا پسر لاغر مردنی که با یه مشت از وسط میشکنن چیزی ندید..



بعد نفسشو بیرون داد..
کم عصبی نبود..
رفته بود پشت بوم و مثل همیشه سیگار میکشید و همون لحظه صدای داد یه دختر رو شنید‌..
مطمئن بود این صدا از این اتاق اومد..
ولی دختری اینجا نیس..
فقط عجیب اینجا بود..


این پسرا..
چرا فقط باکسر تنشون بود؟!!

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۳)

فالوشه ❤️ https://wisgoon.com/army_vk

"درخواستی"🫠🌹

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟗𝟔اون سیلی که به صورت ور...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟗𝟒ـ چیشد؟ناراحت شدی که ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط