{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧
𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏
𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟗𝟔



اون سیلی که به صورت ورا زد انرژی ورا مثل باتری‌های اشغال به‌دردنخور تموم شد و محکم افتاد روی تخت
چشماش بی‌اختیار بسته شدن اما بیهوش نبود..
فقط خسته بود..
و ترسیده..
در حالی که چشماش بسته بودن اشکاش روی پوست صافش میریختن..
چول‌هو اون پسرا رو کنار زد و سریع روی ورا خی‍*‍مه زد و صورتشو نزدیک صورت ورا کرد..
با این حال، ورا چشماشو نتوست باز کنه و بدنش توان حرکت نداشت..





چول‌هو زمزمه کرد:
ـ تو یکی زیادی خوش اندامی..تو وقت تورو میبینم بد جوری تح‍ ‍ریک میشم



با این حرف چول‌هو حال ورا بدتر از قبل شد..
چشماشو رو هم فشرد و اشکاش بیشتر ریختن..


میخواست از تخت بلند شه...
نجات پیدا کنه..
ولی کارشون تازه شروع شده بود..



اون پسر از گردن ورا گرفت و ل‍/‍بشو روی ل‍*‍ب کوبوند..
ورا تقلا کرد اما فایده نداشت..
اون پسرای دیگه هم میخندیدن و پاهای کشیده ورا رو لمس میکردن..
خندیدن اون پسرا بلند بود جوری که صداشون کل مدرسه رو گرفته..




چول‌هو از ل‍/‍بای ورا در کند و همون لحظه به گردنش حمله ور شد..
سپس آروم دستشو به طرف وسط پاهای دختر برد..
وقتی ورا دستشو روی جای حس‍/‍اس بدنش حس کرد جیغ کشید..
و یکی محکم به سر چول‌هو که سرشو توی گردن ورا فرو کرده بود، زد..




ولی یکی از اون پسرا دست چول‌هو که روی جای حس‍/‍اس بدن ورا بود رو فشرد و همین باعث شد جیغ ورا بیشتر شه..
سپس دستشو جلوی دهن ورا گذاشت تا جیغش بیشتر از این نشه..
بعد..


کمی با/کسرشو کمی پایین آورد و خواست از زیر شو*رت دی‍/*/*‍کشو وا/رد ورا کنه..
همون لحظه در اتاق باز شد..

ادامه دارد...

مدیونید فکر کنید سر این پارت هزار بار از خجالت آب شدم..🙄💔
اصلا اس‍. ‍مات نوشتن کار من نیست چیکار کنم🥴
اگه گزارش نشه تعجب میکنم🤧
دیدگاه ها (۷۶)

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟗𝟓پسرا به طرف ورا اومدن ...

فالوشه 🎀 https://wisgoon.com/bts_forev_er

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟗𝟒ـ چیشد؟ناراحت شدی که ا...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟗𝟑تقریبا سیگار اون پسر د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط