{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به خدا گفتم :خدایا توکه میدونستی تنهام میذاره پس چرا بهم

به خدا گفتم :خدایا توکه میدونستی تنهام میذاره پس چرا بهم نگفتی.....؟؟؟
خداگفت :ازبس بهت گفت دوستت دارم، منم باورم شد.. ‎
دیدگاه ها (۱)

به خدا گفتم :خدایا توکه میدونستی تنهام میذاره پس چرا بهم نگف...

به من گفت؛ خراب.. همان کسی که پاکیم را فروختم به بهای آغوشش....

بعضی موقع ها خنده دارترین خاطره، ساده ترین بهانه برایِ گریست...

تو «چشمامی» پر از« نوری»کنارت از همه تاریکیا دورم !!؛نبین تن...

خدایا نیاز دارم یه‌ جوری درستش کنی، که هیچ‌ جوره باورم نشه.خ...

زندگـــــيهدیه خدا برای توستو این خــــود کافیست کهمسرور باش...

ی سناریو بودباته بهم میگفت هرکس که دوستش داری رو میکشممنم گف...

دختره بهم گفت :پا برهنه دوستت دارم که نگی ریگی به کفشمه😍گفتم...

کی میدونه دروغ گفتن هم یجور دوست داشته شدنه (^ω^)★ترجمه میگم...

یبار تو سناریوم باته تو سناریو بهم پیام داد دارم بهت فکر میک...

Part ⁴²The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفتم:و...

به خدا گفتم: «منو نجات بده...»اولین کاری که کرد، این بود که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط