𝙽𝚎𝚠 𝚋𝚘𝚡𝚎𝚛
𝙽𝚎𝚠 𝚋𝚘𝚡𝚎𝚛
𝙿𝚊𝚛𝚝 : ⁴
تهیونگ : من تو رو میخوام
جونگکوک با تعجب بهش نگاه کرد
جونگکوک : چی ؟!
تهیونگ پوزخندی زد و کنارش نشست
تهیونگ : گفتم تو رو میخوام
جونگکوک : یعنی چی ؟!
تهیونگ : یعنی اینکه باید با من بخوابی
و با خونسردی آخرین جرعه از ویسکی از را نوشید و لیوان را روی میز گذاشت
جونگکوک : نه من همچین کاری نمیکنم
تهیونگ : پس نمیخوای معروف بشی ؟!
جونگکوک لحظه ای سکوت کرد ، نمیدونست باید چی بگه .
تهیونگ : بیخیال اونقدرام سخت نیست ، مال من میشی و به رویاهات میرسی
جونگکوک به لیوان در دستش خیره شد ، باید این درخواست و قبول میکرد؟ ممکنه تنها شانسش برای معروف شدن باشه
جونگکوک : باشه
با صدای سردش که تردید در آن کاملا مشخص بود زمزمه کرد
تهیونگ پوزخندی زد و در گوشش زمزمه کرد
تهیونگ : انتخاب درست رو کردی
جونگکوک با زمزمه ی تهیونگ در گوشش کمی لرزید و به تهیونگ نگاه کرد
جونگکوک : حالا باید چیکار کنم ؟
تهیونگ : هیچی ، فقط بسپرش به من . حالا دیگه مال منی
و آروم روی جونگکوک خیمه زد
جونگکوک : صبر ک...
حرفش با لب های تهیونگ که روی لب هایش کوبیده شد قطع شد
تهیونگ با ولع لب های جونگکوک را مک میزد و به دستانش اجازه داد از زیر لباس جونگکوک بدن برهنه اش را لمس کنند
....ادامه دارد
این پارتو کم کردم که پارت بعدی کلا اسمات باشه شرطم نداریم هروقت نوشتم میزارم
شرطای پارت قبلیم نرسوندیناااا
𝙿𝚊𝚛𝚝 : ⁴
تهیونگ : من تو رو میخوام
جونگکوک با تعجب بهش نگاه کرد
جونگکوک : چی ؟!
تهیونگ پوزخندی زد و کنارش نشست
تهیونگ : گفتم تو رو میخوام
جونگکوک : یعنی چی ؟!
تهیونگ : یعنی اینکه باید با من بخوابی
و با خونسردی آخرین جرعه از ویسکی از را نوشید و لیوان را روی میز گذاشت
جونگکوک : نه من همچین کاری نمیکنم
تهیونگ : پس نمیخوای معروف بشی ؟!
جونگکوک لحظه ای سکوت کرد ، نمیدونست باید چی بگه .
تهیونگ : بیخیال اونقدرام سخت نیست ، مال من میشی و به رویاهات میرسی
جونگکوک به لیوان در دستش خیره شد ، باید این درخواست و قبول میکرد؟ ممکنه تنها شانسش برای معروف شدن باشه
جونگکوک : باشه
با صدای سردش که تردید در آن کاملا مشخص بود زمزمه کرد
تهیونگ پوزخندی زد و در گوشش زمزمه کرد
تهیونگ : انتخاب درست رو کردی
جونگکوک با زمزمه ی تهیونگ در گوشش کمی لرزید و به تهیونگ نگاه کرد
جونگکوک : حالا باید چیکار کنم ؟
تهیونگ : هیچی ، فقط بسپرش به من . حالا دیگه مال منی
و آروم روی جونگکوک خیمه زد
جونگکوک : صبر ک...
حرفش با لب های تهیونگ که روی لب هایش کوبیده شد قطع شد
تهیونگ با ولع لب های جونگکوک را مک میزد و به دستانش اجازه داد از زیر لباس جونگکوک بدن برهنه اش را لمس کنند
....ادامه دارد
این پارتو کم کردم که پارت بعدی کلا اسمات باشه شرطم نداریم هروقت نوشتم میزارم
شرطای پارت قبلیم نرسوندیناااا
- ۵.۱k
- ۰۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط