{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝙽𝚎𝚠 𝚋𝚘𝚡𝚎𝚛

𝙽𝚎𝚠 𝚋𝚘𝚡𝚎𝚛
𝙿𝚊𝚛𝚝 : ⁵

جونگکوک ضربه ای نسبتا محکم به سینه تهیونگ زد ولی تهیونگ بدون اینکه ثانیه ای از بوسیدنش دست بکشه دستای جونگکوک رو گرفت و بالای سرش نگه داشت . بین بوسه لحظه ای مکث کرد
تهیونگ : بهتره همکاری کنی وگرنه کاری می‌کنم که تا یه ماه نتونی راه بری
و دوباره لب های جونگکوک را در بوسه ای گرفت ، جونگکوک سعی کرد کنار بکشه ولی موفق نشد و در نهایت تسلیم شد و دستانش را دور گردن تهیونگ حلقه کرد و سعی کرد با تهیونگ هماهنگ بشه . بعد از لحظه ای کوتاه تهیونگ عقب رفت و اجازه داد جونگکوک کمی نفس بکشه
تهیونگ : واقعا خیلی خوشمزه ای
و پوزخندی زد
جونگکوک : خفه شو
تهیونگ بی اهمیت به تقلا های جونگکوک لباسش را درآورد و بدن خوش فرم و تراشیده اش نمایان شد . دیگه نتونست جلوی خودشو بگیره و به سمت گردنش هجوم برد و جای جای گردنش رو کبود کرد و جونگکوک که داشت تمام تلاشش رو میکرد تا جلوی ناله هاشو بگیره دیگه نتونست مقاومت کنه و صدای ناله هاش توی خونه پیچید .
تهیونگ رد کبودی را به سمت نیپل های صورتیش دنبال کرد و آرام با زبونش با نیپلش بازی کرد . جونگکوک قوسی به کمرش داد و سعی کرد تهیونگ کنار بزنه اما بدنش در برابر لمس های تهیونگ ضعیف شده بود
جونگکوک : مرتیکه....عوضی...
تهیونگ پوزخندی زد و به کارش ادامه داد و درحالی که نیپل های جونگکوک را میمکید دستان جونگکوک را روی سینه اش گذاشت
تهیونگ : زودباش ، توهم لباسهای منو دربیار
جونگکوک آرام دکمه های پیراهن تهیونگ را باز کرد و بدن عضلانی و بزرگش را نمایان کرد . از سینه های جونگکوک دل کند و با یه حرکت سریع شلوار و باکسر جونگکوک را درآورد
تهیونگ : ببین چقد خیس شدی
جونگکوک : فقط زودتر کارتو تموم کن
تهیونگ : باشه پس خودت خواستی

....ادامه دارد
دیدگاه ها (۶)

𝙽𝚎𝚠 𝚋𝚘𝚡𝚎𝚛 𝙿𝚊𝚛𝚝 : ⁶زیپ شلوارش را پایین کشید و بدون هیچ آمادگی...

𝑻𝒉𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒋𝒆𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝒎𝒓 𝒌𝒊𝒎𝒑𝒂𝒓𝒕 : ⁹به بدن کوچک جونگکوک که...

𝙽𝚎𝚠 𝚋𝚘𝚡𝚎𝚛 𝙿𝚊𝚛𝚝 : ⁴تهیونگ : من تو رو می‌خوام جونگکوک با تعجب ...

𝙽𝚎𝚠 𝚋𝚘𝚡𝚎𝚛 𝙿𝚊𝚛𝚝 : ³با صدای زنگ در از جاش بلند شد و در رو باز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط